موضوعیت داشتن مواقیت برای احرام
4ایشان همیشه دفترچهای داشتند و ما میدیدیم که ایشان وقتی خدمت آقای حداد میرفتند، یکدفعه دفترچهای با یک مداد یا یک خودنویس از جیبشان درمیآوردند و شروع به نوشتن میکردند و در جیبشان میگذاشتند. چون آدم فراموش میکند، ما خودمان که در خدمت مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ بودیم بعضی از اوقات میشد فقط مطلب را یک دفعه در عمرشان میگفتند، یعنی تمام شد و رفت، یعنی یک چیز یک مرتبه افاضه میشد و بعد هم تمام میشد و دیگر موردی پیش نمیآمد و زمینهای نبود.
لزوم مراقبت با تمام وجود در محضر اولیاء خدا
لذا ایشان آن زمانها خیلی به ما تأکید میکردند که انسان وقتی در خدمت اولیاء هست باید با تمام وجود مواظب باشد. ایشان میفرمودند: «گاهی از اوقات آن بزنگاه مطلب را با آهسته گفتن رد میشدند حالا اگر کسی گرفت که گرفت و اگر نگرفت، نگرفت.» چون بنا نیست که صریح گفته شود، بنا نیست بلند گفته شود، بنا نیست خیلی واضح و آشکار گفته شود حالا سهمیۀ چه کسی باشد و نصیب چه کسی باشد. لذا ایشان به این مطالب خیلی توجه داشتند.
بعضی از اصحاب ائمه علیهم السلام هم نسبت به این مطالب دقت میکردند و همیشه کاغذ و قلم در دستشان بود، خودشان از شواهد و قرائن میفهمیدند که مثلاً امام علیه السلام میخواهد دعا بخواند. وقتی قرائن نشان میداد زود در مقام برمیآمدند که مثلاً کاغذی تهیه کنند و کنار حضرت بایستند و دعایی که [میخوانند را بنویسند].
تلمیذ: مثل زمانی که امام رضا علیه السلام به نیشابور تشریف آوردند، افراد چهار هزار قلم در آوردند و نوشتند،1 ظاهراً رسم بوده است؟
استاد: بله، رسم بوده که وقتی امام یک جا هست همه مواظب بودند چیزی فوت نشود، چیزی از مطالب حذف نشود.
صحبت راجع به احرام بعد از میقات بود چون راجع به قبل از میقات گفتیم که در بعضی از صور جایز است مثلاً اینکه شخص نذر کند، لذا اشکالی که بعضی از فقهاء مطرح کردهاند بر اینکه این نذر، خلاف ما أنزل الله است صحیح نیست چون این مسئله به نص روایت منجبر میشود. وقتی که روایت داریم این کار اشکال ندارد، این کار میشود ما أنزل الله و دیگر از خلاف ما أنزل الله خارج میشود! این مطالب برای تفنّن بد نیست! مورد دیگر برای افرادی است که میخواهند شهر قبل را ـ مثل ماه رجب ـ ادراک کنند و اگر بخواهند به میقات برسند ماه جدید داخل میشود، در این مورد روایت داریم که میتوانند قبل از میقات محرم شوند. همینطور موارد دیگری وجود دارد که قبلاً ذکر شد، اینها نشان میدهند آنچه که مورد نظر میباشد عبارت است از احرام از خود میقات؛ یعنی وقتی که یک فقیه با این روایات روبرو میشود به این نتیجه میرسد که مقصود و منظور شارع، احرام از میقات است مگر اینکه جنبۀ دیگری بر مسئلۀ میقات غلبه کند و باعث شود که مصلحت احرام میقاتیّه، تحتالشعاع آن مصلحت اهمّ قرار گیرد که مثلاً همان درک عمرۀ شهر رجب یا نذر بهجهت دواعی مختلف اما در غیر این صور باید از میقات احرام بست. لذا ما همین مسئله را در مورد محاذات با میقات مطرح کردهایم که هیچ انگیزه و مصلحت غالبهای بر احرام در میقات نداریم؛ فقط صرف عبور از محاذات است، نه شیء و امر دیگر. بحث مرض و امثالذلک جدا میباشد و روایاتی هم در این زمینه داریم؛ مثلاً عبور از میقات برای شخصی که خوف بَرد دارد یا مریض است و امثالذلک. ولی برای شخصی که از محاذات با میقات عبور میکند هیچ جهتی نیست که بخواهد مصلحت غالبه بر احرام از میقات باشد. چطور در طول حیات ائمه علیهم السلام هر سال دهها هزارنفر یا در بعضی از سالها صدها هزارنفر از اماکن مختلف حرکت میکردند ولی به این نکته واقف نبودند؟! این مطلب محل سؤال است که چطور چنین مسئلهای متروک بوده و در افهام و فضای فقهی آنها سابقه نداشته است.
- الأمالي، ج 1، ص 306.

