موضوعیت داشتن مواقیت برای احرام
6روایت دیگر روایت عبدالله بن سنان است، این روایت هم روایت خوبی است:
أَبُو علیٍّ الْأَشعَریُّ عَن مُحمّد بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَن صَفْوانَ عن عبدِ الله بن سِنانٍ قال: سألتُ أباعبدالله علیه السلام عَن رجُلٍ مَرَّ علیٰ الوقتِ الّذی یحرِمُ النّاسُ مِنهُ فنَسِی أو جَهِل فلم یحرِم حتّیٰ أتی مَکةَ، فخافَ إِن رَجعَ إِلی الوقتِ أن یفُوتَهُ الحَجُّ فقالَ: «یخرُجُ مِن الحَرمِ و یحرِمُ و یجزِیهِ ذلِک».1
گاهی اوقات مخصوصاً در بین زنها اتفاق میافتد که فراموش میکنند و تصور میکنند که احرام بستهاند، یکدفعه وسط راه به روحانی کاروان میگویند که یادمان رفت! «فخافَ إِن رَجعَ إِلی الوقتِ أن یفُوتَهُ الحَجُّ»، راه زیاد است، فرض کنید کسی که از مدینه آمده است، باید هفتاد فرسخ برگردد. «یخرُجُ مِن الحَرمِ و یحرِمُ و یجزِیهِ ذلِک»، از همان أدنیٰ الحل احرام ببندد مثل مسجد تنعیم، دور مکه علامات الحل وجود دارند؛ ستونهای استوانهای هستند که نشان میدهند؛ بدایة الحرم در آنجا نوشته است. پس این راجع به مسئلۀ ترس از وقت است.
روایت دیگر:
عن أبی الصَّبَّاحِ الکِنانِی قالَ: سألتُ أباعبدالله علیه السلام عن رجُلٍ جَهِل أن یحرِمَ حتّی دَخَلَ الحَرَمَ کیف یصْنَعُ، قال: «یخْرُجُ مِن الحَرَمِ ثُمّ یهِلُّ بِالْحَجِّ».2
اهلال و تثبیت تلبیه به حج در اینجا مدّنظر است. از اطلاق این روایت معلوم میشود که شخص فرصتِ برای میقات ندارد. بعضیها از این روایت استفاده کردهاند که خروج به میقات مستحب است چون اطلاق دارد.3 ولی وقتی که ما به خصوصیات روایات دیگر نگاه کنیم، این مسئله روشن میشود که اگر مطلبِ استحباب باشد چطور امام علیه السلام به خودش اجازه میدهد که یک مطلب مستحب را بر شخصی تحمیل کند که او هفتاد فرسخ را برگردد؟! آن هم با وسائل آن زمان مثل الاغ و اسب. این اصلاً قابل قبول نیست که امام همینطور بفرمایند: «به مدینه برگردد و دوباره از آنجا احرام ببند»، درحالیکه امر مستحبی است، امام این کار را نمیکند یا اینکه بفرمایند که از یلملم که میقات اهل شام است یا ذات عرق و امثالذلک یا وادی عقیق که میقات برای عراق است، شصت فرسخ یا هفتاد فرسخ یا نود فرسخ برگرد و دوباره احرام ببند، درحالیکه امر مستحبی است. اگر مستحب باشد آیا امام چنین کاری را انجام میدهد؟! خیر! پس معلوم میشود که امر واجب است. وقتی که امرِ واجب شد، معلوم میشود که این روایت که حضرت میفرمایند: «یخْرُجُ مِن الحَرَمِ» برای همین موارد است، گرچه در روایت نیامده است؛ مربوط به مواردی که اول اثبات وجوب در آن موارد میشود، ـ متوجه شدید؟! ـ بعد تقیید این اطلاق به مواردی مثل خوف از فوت حج است، همانطوریکه در بعضی از روایات نسبت به این مسئله تصریح شده است.
- وسائل الشیعة، ج ۱۱، أبوابُ المواقِیت، باب 14، ص ۳۲۸، ح 2.
- وسائل الشیعة، ج ۱۱، أبوابُ المواقیت، باب 14، ص ۳۲9، ح 3.
- المعتمد، ج 2، ص 344:
«... ولو أغمضنا النظر عن ضعف الخبر سنداً لقلنا بعدم وجوب الرجوع بمقتضى هذا الخبر و حمل تلك الروایات على الاسـتحباب، ولكن لضعفه لا یمكن الاعتماد علیه فلا حاجة إلى القول بكونه شاذاً و لا قائل بمضمونه.»

