موضوعیت داشتن مواقیت برای احرام
7روایت دیگر، روایت اشعری است ولی با توضیح دیگر و ظاهراً یک روایت است چون یک شخص به دو نحو نقل نمیکند بلکه در یک روایت اضافات حذف شده است و بهطور خلاصه نقل کرده است. همین مسئله برای خود ما هم اتفاق میافتد که وقتی میخواهیم یک قضیه را نقل کنیم، یک وقت خلاصه نقل میکنیم و یک وقت مفصل. آنوقت فقهاء در اینجا میگویند که دو روایت است، نه! اصلش یک روایت است یعنی یک شخص ناقلِ یک مطلب است ولی در یک جا بهنحو مجمل از امام علیه السلام نقل میکند و یک وقت بهنحو مفصلتر نقل میکند. خود رفقا یک حکایت را از من چند نحو ـ با یک اضافاتی ـ شنیدهاید مثلاً پنج نحو شنیدهاید؛ در یک جا بعضیها را میگوییم، در یک جا نمیگوییم، انسان برحسب ضرورت در یک جا دقت بیشتری انجام میدهد. مثلاً گاهی اوقات به من میگویند که آقا دفعۀ قبل از شما این قضیه را شنیدهایم ولی این مطلب در آن نبوده است! گاهی اوقات انسان فراموش میکند یا ضرورت نمیبیند که قضیه حتماً با یک نکاتی بیان شود مثلاً در یک جا میبیند که الآن شرایط اقتضا میکند که حتماً این نکتۀ خاص، نقل شود.
روات هم در زمان ائمه علیهم السلام همینطور بودند؛ لذا دقت داشته باشید که وقتی راوی از امام علیه السلام یک حدیث را به دو نحو نقل میکند، اینطور نیست که آن راوی متصل به امام علیه السلام، دو روایت نقل نکرده باشد. البته احتمال دارد که در دو مجلس بوده باشد که در یک مجلس از همین قضیه سؤال شده باشد و خود حضرت توضیح بیشتری دادهاند، ما این احتمال را دفع نمیکنیم ولی اغلب به این شکل است که یک مورد بوده است و خود راوی مثلاً در یک جا بهنحو اجمال و در جای دیگر بهنحو مفصل نقل کرده است.
روایتِ دیگر:
صَفوانُ عن معاویةَ بنِ عمّارٍ قالَ: سألتُ أباعبدالله علیه السلام عن امرأةٍ کانتْ معَ قومٍ فطَمِثَتْ فأرسلت إلیهم فسَأَلَتْهم فقالوا: ما ندری أَعلیکِ إحرامٌ أم لا و أنتِ حائضٌ فتَرَکوها حتّی دخلَتِ الحَرمَ فقالَ علیه السلام: «إِن کانَ علیها مُهلةٌ فتَرجِعُ إلی الوقتِ فلتُحرِم منه فإِن لَم یکنْ علیها وقتٌ فلْتَرجِع إلی ما قدرتْ علیه بعدَ ما تَخرُجُ من الحرمِ بقدرِ ما لا یفوتُها».1
- وسائل الشیعة، ج 11، أبواب المواقیت، باب 14، ص 329، ح 4.

