موضوعیت داشتن مواقیت برای احرام
8عدم شرطیت طهارت در احرام
به میقات رسیده سؤال کرده است، آن بندگان خدا مسئله را نمیدانستند و او هم از میقات رد شده است، الآن هم اتفاق میافتد، سؤال میکنند. در احرام طهارت شرط نیست حتی با جنابت هم میتوان محرم شد، حالا بحثش در اجزاء احرام میآید.
«أنتِ حائضٌ فتَرَکوها حتّی دخلَتِ الحَرمَ» بندۀ خدا هم احرام نبست و داخل حرم شد. این قضیه چقدر مهم است که حضرت به این زن میفرمایند که به میقات برگردد؛ به هر مقداری که میتواند برمیگردد، به هر مقداری که نزدیکتر است مثلاً میتواند دو روز یا سه روز راه برود یا میتواند یک هفته راه برود، یعنی هر چقدر بیشتر در حال احرام باشد به نفع او است، این معنای کلام امام است. از اینجا ما به استحبابی که در این قضیه وجود دارد، میرسیم. خیلی از بزرگان، عرفا و اولیاء بودند که از منزلشان احرام میبستند مثلاً نذر میکردند که در حال احرام باشند یا بین عمره و احرام حج، استحباب مؤکد است که در همان لباس احرام باقی باشند1 و آثار احرام بر معتمر مترتّب میشود ولی خیلیها الآن از این مسئله غافل میباشند. همین پوشیدن لباس احرام ـ گرچه الآن مُحل است ـ آثار احرام را دارد و بهخاطر همین مستحب است.
اگر درنظر رفقا باشد، من در حواشی بر رسالۀ اجتهاد و تقلید این مطلب را گفتهام که وظیفۀ مجتهد این است که باید آنچه را که به خیر و صلاح مکلف است به او ارائه دهد و نمیتواند امساک کند، حالا مکلف انجام میدهد یا نمیدهد به خودش مربوط است.2 در اینجا آیا امام علیه السلام فرموده است که مستحب است بین عمره و حج در احرام باشید یا نفرموده است؟! اگر فرمود، چرا شما نمیگویید؟! چرا نباید بگویید؟! مگر ما کاسۀ داغتر از آش هستیم؟! عزیز من، بهخاطر رفاه و این حرفها دیگر چیست! قرار است فیضی برسد، این فیض در چنین موقعیّتی میرسد و اگر شما به او نگویید این شخص از این فیض محروم میشود و شما مسئول هستید! شما باید بگویید؛ میخواهد انجام دهد یا انجام ندهد.
- وسائل الشیعة، ج ۱۳، أبواب التقصیر، باب 7، ص 5۱4، ح 1:
«عَن حَفصِ بن اَلبَخْتَریِّ عن غیرِ واحدٍ عن أَبیعبدالله علیه السلام قالَ: ”ینبَغی لِلمُتمتِّعِ بالعُمرةِ إلى اَلحَجِّ إذا أحلَّ أَن لا یَلبَسَ قَمیصاً و لْیَتَشَبَّهْ بِالمُحرِمینَ“.» - رساله اجتهاد و تقليد، ص 370.
- وسائل الشیعة، ج ۱۳، أبواب التقصیر، باب 7، ص 5۱4، ح 1:

