بررسی روایات دال بر عدم جواز احرام از میقات
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
در جلسۀ قبل روایاتی در بحث عدم جواز احرام از غیر میقات عرض شد و روایات دیگری در این زمینه هستند که جواز را برای کسی که مِن علةٍ باشد، میرسانند؛ از جمله آن روایات، روایت علی بن ابراهیم است:
علی بنُ إِبْراهیمَ عَن أَبِیهِ عَنِ ابنِ أَبی عُمَیرٍ عَن جَمِیلِ بنِ دَرَّاجٍ سورة بنِ کلیب قال: قلتُ لأبیجعفرٍ علیه السلام: خَرجتْ معنا امرأةٌ من أَهلنا فجهِلتِ الإحرامَ فلم تُحرِم حتّی دَخَلنا مکّةَ و نسینا أن نأمُرَها بذلک قال: «فمُرُوها فلْتُحْرِمْ مِن مَکانها مِن مکّةَ أو مِن المسجد».1
این روایت مطلق است. امام علیه السلام در روایت قبل که مربوط به إمرأة بود، فرمودند که باید به میقات برگردد. در روایت معاویة بن عمار داریم:
عن معاویةَ بنِ عمّارٍ قالَ: سألتُ أباعبدالله علیه السلام عن امرأةٍ کانتْ معَ قومٍ فَطَمِثَتْ فأرسلت إلیهم فسَأَلَتْهم فقالوا ما نَدری أَعلیکِ إحرامٌ أم لا و أنتِ حائضٌ فتَرَکوها حتّی دخلَتِ الحَرمَ، فقالَ علیه السلام: «إِن کانَ علیها مُهلةٌ فتَرجِعُ إلی الوقتِ فلتُحرِم منه فإِن لَم یکنْ علیها وَقتٌ فلْتَرجِع إلی ما قَدَرَتْ علیه بعدَ ما تَخرُجُ من الحرمِ بقدرِ ما لا یفوتُها».2
این روایت مشروط به وجود وقت است یعنی شخص محرم مهلت داشته باشد و بتواند به میقات برگردد.
اما روایت قبل مطلق بود چون حضرت فرمودند: «فمُرُوها فلْتُحْرِمْ مِن مَکانها مِن مکّةَ أو مِن المسجد»، از اینجا معلوم میشود روایتی که میفرماید: «اگر میتواند برگردد» در صورتی است که رفقهای داشته باشد. انسان این مطلب را از قرائن استنباط میکند که اگر رفقهای داشته باشد و افرادی را داشته باشد که بتوانند او را تا وقت حج بیاورند، باید برگردد و اگر کسی را نداشته باشد، در این صورت امام علیه السلام نمیفرمایند که یک زن بهتنهایی از مکه به مدینه که تقریباً هفتاد فرسخ است، برگردد و دوباره به مکه بیاید, این امر معقولی نیست. وقتی که شخصی با کاروان و حَمَله بهسمت مکه میآید، به این میگویند: استنباط حال از قرائن و شرایط. در این روایت میفرماید اگر مهلت دارد و میتواند، باید به آنجا برگردد و احرام ببندد، یعنی اگر کسی با او هست و قدرت دارد، باید این کار را انجام دهد. آن قدرت و توان بهواسطۀ اموری حاصل میشود، اولاً خودش ضعف نداشته باشد و علتی نداشته باشد ثانیاً از حرامی [دزدان]، غیر حرامی، تخلیۀ سرب و امثالذلک همه در این مسئله مشخص باشد و مشکلی در کار نباشد.
- وسائل الشیعة، ج ۱۱، أبواب المواقیت، باب 14، ص ۳۲9، ح 5.
- وسائل الشیعة، ج 11، أبواب المواقیت، باب 14، ص 329، ح 4.

