اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی روایات دال بر عدم جواز احرام از میقات

0
فقه
فقه
جلسات

عدم جواز احرام از غیر میقات - بررسی روایات (2) - 1435-12-03

بررسی روایات دال بر عدم جواز احرام از میقات

4
  • پس معنای «ما قَدَرَتْ علیه» این است که اگر افرادی را پیدا می‌کند که بتوانند او را برگردانند مثلاً عده‌ای می‌خواهند به مدینه بروند، این شخص را به مدینه برسانند و دوباره حملات دیگری که از مدینه به سمت مکه حرکت می‌کنند، این فرد را به مکه بیاورند. در چنین شرایطی که این‌قدر اهمیت دارد، امام علیه السلام می‌فرماید که اگر می‌تواند انجام دهد. اما اگر چنین مسئله‌ای نبود تحمّل چنین مشقّتی لازم نیست، یعنی در اینجا حمل بر سهل‌گیری شده است. لذا حضرت می‌فرمایند: «فمُرُوها فلْتُحْرِمْ مِن مَکانها مِن مکّةَ أو مِن المسجد»، از همان منزلش در خود مکه و یا در مسجدالحرام برای عمرۀ تمتع، احرام می‌بندد و عمرۀ تمتع را انجام می‌دهد بعد مُحل می‌شود و تا یوم الترویة صبر می‌کند که برای عرفات احرام می‌بندد؛ لذا از این روایت استفاده می‌کنیم برای کسانی که برگشتن برای آنها مشکل است، از همان مکان احرام ببندند و یا هر قدر که می‌توانند از مکه دور شوند و حتی اگر از مکه هم به علت تنهایی یا وجود حیوانات و امثال‌ذلک، نمی‌توانند دور شوند، از همان أدنیٰ الحل احرام ببندند.

  • روایت دیگر:

  • عن محمّد بن یحیى، عن أحمد بن محمّد، عن ابن فضّال، عن ابن بكیر، عن زُرارةَ: عن أناسٍ من أصحابِنا حَجُّوا بامرأةٍ مَعَهم فقَدِمُوا إلى المیقاتِ و هی لاتُصَلِّی فجَهِلُوا أنّ مثلَها یَنبَغِی أنْ تُحرِمَ فمَضَوْا بها كما هی حتَّى قَدِمُوا مكّةَ، و هی طامثٌ حلالٌ فسَأَلُوا النّاسَ فقالَ: «تَخرُجُ إلى بعضِ المَوَاقِیتِ فتُحرِمُ منه فكانَتْ إذا فَعَلَتْ لمْ تُدْرِك الحجَّ فسَأَلُوا أباجعفر علیه السلام ، فقالَ تُحْرِمُ من مكانِها قد عَلِمَ الله نیَّتَها».1

  • حکم مسئله را نمی‌دانستند، حضرت فرمودند که باید به یکی از این میقات‌ها برگردد. «فکانَتْ إذا فَعَلَتْ لمْ تُدْرِك الحجَّ» وقت ضیق بود، یعنی اگر می‌خواست برود فرصتی نداشت، «فسَأَلُوا أباجعفر عليه السّلام، فقالَ: ”تُحْرِمُ من مکانِها قد عَلِمَ الله نیَّتَها“» این روایت هم در این زمینه مثل روایت قبل است.

    1.  وسائل الشیعة، ج 11، أبواب المواقیت، باب 14، ص330، ح 6.