اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی روایات دال بر عدم جواز احرام از میقات

0
فقه
فقه
جلسات

عدم جواز احرام از غیر میقات - بررسی روایات (2) - 1435-12-03

بررسی روایات دال بر عدم جواز احرام از میقات

5
  • روایت دیگر:

  • محمّد بن الحسن بإسناده عن موسى بن القاسم، عن ابن أبي عمير، عن حمّاد، عن الحلبي قال: سألتُ أباعبدالله علیه السلام عَن رجلٍ تَرَكَ الإِحرامَ حتى دَخَلَ الحَرَمَ، فقال: «یرجِعُ إلى ميقاتِ أهلِ بلادِهِ الذي یحرِمونَ منه فَیحرِمُ، فإن خَشِیَ أن یَفوتَه الحَجُّ فَلْیُحرِم مِن مکانِه، فإنِ اِستَطاعَ أن یَخرُجَ مِن الحَرَمِ فَلْیَخرُجْ».1

  • این روایات همه مثل هم هستند.

  • روایت دیگر:

  • عن علي بن جعفرٍ عن أخيه موسىَ بن جعفرٍ عليهما السّلام قالَ: سألتُه عن رجلٍ نَسِیَ الإحرامَ بالحجِّ فذكرَ و هو بعرفاتٍ، ما حالُه قال: «یقولُ اللهمَّ على كتابِك و سنّةِ نبیّكَ صلَّى الله عليه و آله، فقدْ تَمَّ إحرامُه فإن جهل أن یُحرمَ يومَ التّرویةِ بالحجِّ حتى رجعَ إلى بلدِه إن كان قَضَى مناسِکَه کلَّها فقدْ تَمَّ حجُّه».2

  • حتی تا عرفات هم بدون احرام آمده است. اصلاً مسائل حج خیلی عجیب است، یعنی این‌قدر فروعات و مسائل شبیه به هم دارد که آدم گیج می‌شود، واقعاً خیلی عجیب است! [فروعات] خیلی زیاد است؛ مسائل طواف، خصوصاً افرادی که دارای علل مختلفه می‌باشند، مسئلۀ طهارت و طواف آنها، اعمالی که مترتّب بر طواف است.

  • خیلی وقت پیش با کاروان لبنانی‌ها حج بودیم. تقریباً ناشناس بودیم و سرمان به ‌کار خودمان بود، لباسمان هم لباس عادی بود. شخصی آنجا بود که بر اینها سخت می‌گرفت. یکی از دوستان لبنانی که همراه ایشان بودیم، یک نفر از همین حاجی‌ها را پیش من آورد، آن شخص دربارۀ اعمالش توضیح داد، من دیدم اشکالی ندارد. گفتم: آقا حج تو درست است. گفت: «درست است؟! این آخوند کاروان می‌گوید که درست نیست!» گفتم: برود دنبال کارش! آقا رهایش کن و ... یک‌دفعه این آقا رفت و بیست نفر را همراه خودش آورد، اتاق پر شد! گفتند: «سید، تو چه می‌گویی؟!» به همه گفتم: درست است، درست است، درست است! هر کسی هرچه گفت، گفتم: درست است. گفتم که من روز قیامت ضامن هستم؛ اگر حج شما ایراد داشت، روز قیامت بیایید. همۀ اینها خوشحال شدند! گفتم که آقا! حج شما از حج من درست‌تر است! یک‌دفعه همه گفتند: «صلوات، صلّی علیٰ النّبی!» یک صلوات فرستادند. خیلی دعایمان کردند. اصلاً انگار بارِ گرانی بر گُردۀ اینها بود. اینها در حال اضطراب، حیرت و تحیّر بودند. وقتی شنیدند که حج آنها صحیح است، آن‌وقت من آثار حج را در چهرۀ آنها دیدم. از آن شب به بعد دیگر صورت اینها چهرۀ دیگری بود، صورت دیگری بود. واقعاً چه مسئولیتی برعهدۀ ما هست؟! یعنی ما باید حج مردم را این‌طور ارائه دهیم؟! یعنی به شکل یک اغوال3 که خدا تکلیفی کرده است و باید این تکلیف به این کیفیت، مصیبت و این وضعیت و اَشکال انجام شود؟! همیشه در حال اضطراب، تحیّر، گیجی و منگی که این چه می‌شود یا آن چه می‌شود؟! اصلاً این حرف‌ها نیست.

    1.  وسائل الشیعة، ج 11، أبواب المواقیت، باب 14، ص 330، ح 7.
    2.  وسائل الشیعة، ج 11، أبواب المواقیت، باب 14، ص 330، ح 8.
    3.  لغت‌نامه دهخدا:
      «اغوال. [اَ] (ع اِ) ج غول، دیو بیابانی که از راه فریبد و هرچه بناگاه فروگیرد و هلاک کند.»