بررسی روایات دال بر عدم جواز احرام از میقات
6گفتم که آقا، من ضامن هستم که حج شما از من بهتر است. خدا این حج را مقرِّبتر، اصح و احسن قرار میدهد. وضع آنها عوض شد، آن آخوند هم رفت و ما دیگر او را ندیدیم. فهمید که کار او کساد شده است و همۀ مشتریهایش رفتند چون میخواست از آنها پول بگیرد و برای آنها نماز طواف و صلاة نساء بخواند! به ما میگفتند که او میگوید: «باید نماز نساء بخوانید»، گفتم: حالا اگر نخوانید، چه میشود؟! میگفتند: «زن برای ما حرام میشود!» گفتم: حرام شود! تازه شانس هم آوردهاید، چند روزی راحت هستید! با کسانی که مقداری سنّ آنها بیشتر بود، شوخی میکردم و میگفتم: آقا هفتاد سال عمر کردی، بس است، حالا چند سال آخر عمر بدون این مسائل راحت باش، بهتر است! مقداری با اینها شوخی میکردیم و میخندیدیم و میگفتیم که اعمال شما درست است، رها کنید، به یکی از آنها گفتم: تو که عرب هستی، حمد و سورهات درست است! حالا یک نفر فارس و ایرانی باشد، قرائت خودش را درست میکند.
خلاصه این آقا میخواست از آنها پول بگیرد تا برای آنها نماز بخواند، ریال نمیخواست بگیرد، بیپیر دلار میخواست! کاسبی خوبی بود. علیٰکلِّحال از همۀ اینها روز قیامت سؤال میشود و باید به این مسائل پاسخ دهند.
یک روایت داریم که پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در عرفات ایستاده بودند، غروب روز عرفه بود، حجّاج میآمدند و از رسول الله مسائل خودشان را میپرسیدند، در تمام مطالب پیغمبر میفرمودند: «صحیح است، صحیح است، حج شما درست است» حتی در یک مورد نداریم که فرموده باشند که کفاره بدهید یا شاة ذبح کنید و امثالذلک بلکه حضرت میفرمایند: «إذهبوا فقد غفر الله لکم، أفیضوا فقد غفر الله لکم.»1
بنای مناسک حج و احکام آن بر غلبۀ جنبۀ رحمت
این روایت خیلی عجیب است که اصلاً چطور بنای این مناسک و احکام بر غلبۀ جنبۀ رحمت است. این موضوعی است که فقیه و مجتهد باید نسبت به این اطلاع داشته باشد.
- تهذيب الأحكام، ج 5، کتاب الحج، باب 17، ص۲4۰، ح 3:
«عن محمّد بن حمران قال: سألتُ أباعبدالله علیه السلام عَن رجلٍ زارَ البیتَ قبلَ أن یَحلِقَ قالَ: ”لا یَنبَغی إلاّ أن یكونَ ناسیاً“ ثمَّ قال: ”إنَّ رسولَ الله صلّى الله علیه و آله أتاهُ أناسٌ یومَ النَّحرِ، فقال بعضهم: یا رسول الله ذَبَحْتُ قبلَ أن أرمیَ و قالَ بعضُهم: ذَبَحْتُ قبلَ أن أحلِقَ فَلَم یَترُكوا شَیئاً أخّروهُ و كانَ یَنبَغی أن یُقدّموهُ و لا شَیئاً قَدِّموهُ كانَ یَنبَغی لهم أن یُؤَخِّرُوهُ إلاّ قال: لا حَرَجَ“.»
- تهذيب الأحكام، ج 5، کتاب الحج، باب 17، ص۲4۰، ح 3:

