بررسی روایات دال بر عدم جواز احرام از میقات
7عوض شدن احکام در فضای غلبۀ رحمت
فضای حج، فضای احرام، فضای مناسک، فضای طواف و فضای عرفات، فضای غلبۀ رحمت است؛ در چنین فضایی خیلی احکام عوض میشود بر خلاف اینکه فضا، فضای ضیق، حصر، صعوبت و تحیّر باشد. اصلاً بهطورکلی انسان را در وادی دیگر میبرد و مسئلۀ خیلی عجیبی است.
جهت دادن تمایل به فکر انسان
ما خیال میکنیم که فکر، ـ نه اینکه اینطور نباشد ولی من غلبه را میگویم, مطلب بسیار مهمی است ـ سلیقه و نفس و جهتگیری انسان را تعیین میکند؛ فرض کنید که انسان نسبت به این مسئله تمایل دارد، فکر این تمایل را ازبین میبرد و میگوید که این مسئله برای تو بد است و آن مسئله برای تو خوب است و نفس را عوض میکند. درحالیکه مسئله بهعکس است تمایل، به فکر جهت میدهد؛ یعنی تمایلِ انسان به یک مطلب، به فکر جهت میدهد امروز او را دوست دارد و چون او را دوست دارد، راجع به او به یک نحو قضاوت میکند، فردا به علتی با او دشمن میشود، حالا که دشمن شد، فکر او را عوض میکند و نسبت به او یک حکم دیگر میکند، درحالیکه این شخص همان است؛ یعنی این بدبخت زنا نکرده، شرب خمر نکرده، از دیواری بالا نرفته، سرقتی نکرده، اصلاً کاری انجام نداده است، پس چه چیزی عوض شده است؟! تمایل! حالا بعلةٍ مِن العِلَل.
توصیۀ بزرگان اهل معرفت نسبت به تمایل نفس و میل به مسائل
اینجا است که بزرگان اهل معرفت گفتهاند که نسبت به تمایل نفس و میل به مسائل، خیلی دقت کنید چون نفس در عالم تفکر، فکر و ترتیب قضایا و اخذ نتیجه را بر آن حساب و نسقِ تمایل خودش قرار میدهد. برای خود ما هم إلیٰماشاءالله اتفاق افتاده است و برای همه اتفاق میافتد که امروز راجع به شخصی چنین حکمی میشود که چقدر آقای خوبی است، چه افکار خوبی دارد، چقدر مسائل خوبی دارد اما آن روزی نیاید که آدم چیزی بگوید یا حرفی بزند که این حرف بر خلاف میل او باشد، آنوقت تمام مسائل عوض میشود؛ میگوید که اصلاً این چه کسی است؟! اصلاً برای چه حرف میزند؟! اصلاً چهکاره است؟! اصلاً افکارش خراب است، به حرفهایش گوش ندهید! آخر خودت هفتۀ پیش میگفتی که این شخص اخلاقش اینطور است، افکارش اینطور است، مبانیاش اینطور است، طرز تفکرش اینطور است! اما قضیهای اتفاق افتاد، مسئلهای اتفاق افتاد که تمام آن بناهایی که بر آن مبنا استوار شده بود، فروریخت و بنای جدید بِنا و پیریزی شد و به ارتفاع رفت.

