کیفیت حج نیابی (2)
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
صحبت در حج نیابتی بود و اینکه این حج از کجا تعلّق میگیرد. مثلاً اگر شخصی حج بر ذمّهاش باشد و از دنیا برود و عمداً یا سهواً نتواند آن حج را اتیان کند، آنچه که بر ذمّۀ شخص هست عبارت است از نفس اتیان به اعمال مخصوصه، استطاعت جنبۀ مقدمی دارد، یعنی از مقدمات وجود است و تحصیل مقدمۀ وجودیّه، برعهدۀ خود مکلف است که بایِّنحوٍکان این مقدمه را تحصیل کند.
تعلق امر به نفس تکالیف نه مقدمه
امر به نفس مقدمه تعلّق نمیگیرد بلکه به نفس تکالیف تعلّق میگیرد. تحصیل مقدمۀ وجودیّه متعلَّق امر عقلی است. آنچه که برای صلاة واجب است، اتیان به اعمال مفروضه و اجزاء محدوده و متعیّنه در موقع خاص و به شرایط خاصه است. اما امر به مقدمۀ وجودیّه مثل تحصیل طهارت مائیه یا ترابیّه، استقبال ثوب و مکان غیرغصبی و امثالذلک تعلّق نمیگیرد. عقل این مسئله را برای شخص الزامی میکند و کیفیتش هم برعهدۀ خود عقل است و در شرایط مختلف، حکم عقل هم مختلف میشود.
اگر مولا امر به وجوب اطعام در لیلة الجمعه کرد و تا لیلة الجمعه یک هفته فاصله باشد، عقل حکم به تهیۀ مقدمات مِن یوم السبت ندارد بلکه میگوید که اگر خواستی از روز سهشنبه، چهارشنبه و پنجشنبه بهدنبال تهیۀ مقدمات وجودیّه و علل معدّه بروی، اشکالی ندارد. منبابمثال حکم عقل در روز دوشنبه قدری قویتر میشود و حکم عقل در روز پنجشنبه، حکم بَتّی میشود. وقتی میبینیم کیفیت ورود و عدم ورود عقل نسبت به موارد مختلفه، اختلاف و تفاوت دارد و به تحقق شرایط و امور و مقارناتِ خارج از تکلیف [بستگی دارد] و به [خود تکلیف] تعلّق ندارد. بنابراین تحصیل مقدمات وجودیّه ـ درصورتیکه مکلفٌبه، از واجبات مطلق باشد، نه از واجبات مشروط ـ برعهدۀ خود انسان است
چون همانطوریکه قبلاً بحثش را متذکر شدیم، در واجب مطلق، حکم به نفس وجوب و موضوع تعلق میگیرد و تحصیل مقدمات برعهدۀ خود مکلف است، بر خلاف واجب مشروط که تحصیل مکلفٌبه و حکم، برعهدۀ مکلف نیست بلکه تحقق شرایط خارجیّه محقِّق تکلیف خواهند بود.

