اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت حج نیابی (2)

0
فقه
فقه
حج نیابتی

حج نیابتی - کیفیت حج نیابی (2) - 1435-12-12

کیفیت حج نیابی (2)

4
  • در اینجا همان‌طوری‌که قبلاً خدمت رفقا عرض شد، سن بلوغ به‌عنوان سن حصول مرتبۀ فعلیت عقلیه است والاّ بلوغ که به وزن و باسکول تعلق نمی‌گیرد؛ الآن بچه‌هایی هستند که در بچگی صد و بیست کیلو وزنشان است، یعنی سه چهار‌تا بالغ را یک طرف باسکول و این یکی که ده سالش است را طرف دیگر باسکول [قرار دهند] باهم برابری می‌کنند. قد یک فندق هم عقل ندارد! عکسش را من دیدم که صد و بیست کیلو بیچاره وزنش بود، حالا آیا نماز برایش واجب است؟! چون وزنش نسبت به بالغ‌هایی که بعضی‌ها پنجاه کیلو هستند و نحیف هستند، این تقریباً سه‌تا پنجاه کیلو وزن دارد، پس باید به‌جای یک نماز مغرب، سه‌تا بخواند! نه بابا جان، نماز به این چیزها کار ندارد.

  • ما از همین‌جا این مسئله را استفاده می‌کنیم که مسئلۀ بلوغ مربوط به عقل است و این قضیه به عقل تعلق می‌گیرد. قضیه‌ای که راجع به علاّمۀ حلی عرض کردیم،1 چنین مطالبی در آنجا می‌آید! شما دربارۀ این قضیه تا به‌حال فکر کرده‌اید که ائمه علیهم السلام که در سن نه‌سالگی یا یازده‌سالگی مثلاً امام هادی علیه السلام در سن یازده‌سالگی و در بعضی از روایات در ده‌سالگی هست که اینها به مرتبه امامت می‌رسیدند،2 تکلیف به نماز درحالی‌که هنوز پانزده‌ساله‌شان نشده است، چطور است؟! یا از همه مهم‌تر در مورد خود امام زمان علیه السلام که در سن پنج سالگی بوده که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام از دنیا رفتند،3 آیا امام زمان نعوذ بالله می‌فرمایند که بالغ نیستم که نماز بخوانم؟! نماز را شیعیانم بخوانند و من ده، دوازده سال دیگر که پانزده سالم شد، می‌خوانم و فعلاً دوران استراحت را بگذرانم! آیا هیچ عقل سلیمی چنین حرفی را می‌پذیرد؟! شما نگاه کنید شرایط بلوغ که تفاوت نمی‌کند، برای همه یکی است؛ آنچه که در روایات است پانزده سال هست4 و یا در مورد دختران، چهارده‌سال هست5 چون تکلیف دختر در نُه سالگی را قبول نداریم. البته آن تکلیف هم در مورد نماز و روزه است و برای احکام دیگر سن بالاتری لازم هست مثلاً در مورد تعلق حدود یا قصاص و امثال‌ذلک ما خیلی بالاتر از پانزده و شانزده سال را باید حساب کنیم، یعنی آن کسی که هنوز این مسائل برای او جا نیفتاده و اصلاً مسئلۀ مرگ و حیات برای او معنا ندارد مثل نوجوان چهارده و پانزده‌ساله که خیلی راحت روی مین یا زیر تانک و توپ می‌رود آیا این مسئله ملاک برای ایمان و مقامات او می‌شود؟! بابا و ننه‌اش دارند بر سرشان می‌زنند اما این جوان راحت می‌خندد!

    1. جهت اطلاع به درس 147 رجوع شود.
    2. الارشاد، ج 2، ص 297. مناقب اهل بیت (علیهم‌السّلام)، ص 206 با قدری اختلاف.
    3.  الإرشاد، ج 2، ص 339.
    4.  الکافي، ج ۷، کتاب الحدود، باب حد الغلام و الجاریة و اللذین یجب علیهما الحد تاماً، ص ۱۹۷، ح 1:
      «عن حُمرانَ قالَ: سألتُ أباجعفر علیه السلام قُلتُ لهُ: متى یَجِبُ على الغُلامِ أن یُؤخَذَ بِالحُدودِ التّامّةِ و تُقامَ علیهِ و یُؤخَذَ بِها فقالَ: ”إِذا خَرَجَ عنهُ الیُتْمُ و أدرَكَ“ قُلتُ: فلِذلِك حدٌّ یُعرَفُ بِهِ فقالَ: ”إِذا اِحتلمَ أو بَلَغَ خمسَ عشرةَ سنةً أو أشعَرَ أو أنبَتَ قبل ذلك أُقِیمتْ علیهِ الحُدُودُ التّامّةُ و أُخِذَ بِها و أُخِذَتْ لهُ“ الحدیث.»
    5.  تهذيب الأحكام، ج 2، کتاب الصلاة، ابواب الزیادات فی هذا الجزء، باب 18، ص ۳80، ح 5:
      «عن عمّارٍ السّاباطِیِّ عن أبی‌عبدالله علیه السلام قال: سألتُهُ عنِ الغُلامِ متى تجِبُ علیهِ الصّلاةُ قال: ”إِذا أتى علیهِ ثلاثَ عشرةَ سنةً فإِنِ اِحْتَلَمَ قبلَ ذلِك فقد وَجَبَت علیهِ الصّلاةُ و جَرَى علیهِ القلمُ و الجاریةُ مِثلُ ذلِك إِن أتى لها ثلاثَ عشرةَ سنةً أو حاضَت قبلَ ذلِك فقد وَجَبَت علیها الصّلاةُ و جَرَى علیها القلمُ“.»