کیفیت حج نیابی (3)
توضیحات:
حج نیابتی - کیفیت حج نیابی (3) - 1435-12-16
کیفیت حج نیابی (3)
7بعد که بیرون آمدیم با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ بحثمان شروع شد چون ما متجرّی و جسور بودیم و آنجا بهنحو جدی این مسئله مطرح شد که اصلاً رؤیت، موضوعیت ندارد؛ وقتی که شارع حکم را بر ثلاثین مترتّب میکند چطور ما میتوانیم این مسئله را بر رؤیت مترتّب کنیم؟! تا حالا هم بر همین نظریۀ باطل خودمان هستیم و هنوز این بطلان تغییر نکرده و متبدل به نظریۀ دیگری نشده است!
خلاصه همۀ اینها عنوان مشیر هستند و از اینجا میفهمیم که منظور شارع از خفاء صوت اذان یا سور بلد، مسافتی است که شخص خارج شود و معمولاً بگویند که او قصد سفر کرده و بیرون آمده است این مقدار کفایت میکند. بله! حالا کنار سور بلد ایستادن حکایت از این میکند که قصد رفتن ندارد اما همینکه بیرون بیاید دیگر جهتی ندارد که بخواهد دوباره برگردد معلوم است که قصد سفر دارد و دارد حرکت میکند؛ لذا به همان یک یا دو کیلومتری که صوت اذان اختفاء پیدا میکند کفایت میکند و نیاز نیست که انسان بخواهد خفاء بلدان و سور را درنظر داشته باشد.
بنابراین وقتی حکم شارع بر موضوعی تعلق میگیرد خود آن موضوع مورد نظر شارع است، نه جنبۀ مقدمه و امثالذلک که خودش باید انجام بگیرد. علیٰکلّحال این دیگر به وضعیت و شانس بستگی دارد که به چه نحوی باشد. فرض کنید که یک نفر استطاعت برای حج پیدا میکند همینکه میخواهد دفع مال کند و بلیط طیاره بخرد رفیقش پیدا میشود و میگوید که من امسال شما را به حج میبرم شانس آورده و این حج باید برایش خیلی عالی العالی باشد! مثل اینکه ما مورد ضیافةالرحمن هستیم! در اینجا نمیتوانیم بگوییم که چون حکم وجوب در اینجا بر نفسالموضوع تعلق گرفته است و بعد از آن به تهیۀ مقدمات موضوع، پس شما نمیتوانید پولی را که در اینجا بهدست آوردهاید را در جای دیگر خرج کنید. حالا یک مورد اینطور پیدا شد. یک وقت رفیقش میگوید که من میخواهم تو را به مکه ببرم بسیار خوب، مستطیع میشود اما همینکه میخواهد ببرد آنجا است که آسمان بر سرش خراب میشود و رفیقش میگوید: ببخشید، برای من عذری پیدا شده است و نمیتوانم بروم! اتفاقاً در همین موقع برای آن شخص هم حالی پیدا میشود و خوشحال که بَهبَه این رفیق من را به حج میبرد و خلاصه یک حج مقرونبهصرفهای برایمان پیدا شد! ولی میبیند ای داد بیداد! خدا در کاسهاش گذاشت، عجب مقرونبهصرفهای شد! حالا باید از آن پولی که برایش بهدست آمده است به حج برود؛ حالا یا والد مکرمش و یا مادر گرامیاش به رحمت خدا رفته یا بایِّنحوٍکان، پولی از شخصی به او رسیده است.

