اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بیان مُخ و اساس شریعت

0
فقه
فقه
حج نیابتی

بیان مُخ و اساس شریعت

3
  • وجود مُخ، اساس شریعت، فقاهت، اجتهاد و استنباط در مطالب علامه طهرانی

  • این مطالب ایشان از آن مطالب کلیدی برای ما بود، واقعاً هم همین‌طور است؛ اصلاً مُخ و اساس شریعت و دین و فقاهت و اجتهاد و استنباط در آن مطالب بود. یکی از آن مطالب کلیدی داستان ردُّالشمس امیرالمؤمنین علیه السلام بود که پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به امیرالمؤمنین تکیه داده بودند و خوابشان برده بود و امیرالمؤمنین هم نماز عصر را نخوانده بود؛1 چون آن موقع نماز عصر را به وقتش می‌خواندند، مثل ما نبودند که هشت رکعت ظهر و عصر را باهم در دو دقیقه بخوانیم و بگوییم که راحت شدیم! نماز ظهر را در وقتش و عصر هم در وقت خودش می‌خواندند. نماز عصر هم که دو ساعت و نیم بعد از ظهر در روزهای [تابستان] است، شاید هم موقع زمستان بوده که زود آفتاب غروب می‌کرد. امیرالمؤمنین می‌بینند که نمازشان را نخواندند و پیغمبر هم خوابشان برده است و اگر بخواهند بلند شوند، پیغمبر از خواب بیدار می‌شوند، ایشان هم تکیه داده بودند و خسته بودند. بعد یک‌دفعه حضرت بیدار می‌شوند و می‌بینند که امیرالمؤمنین...! اصلاً جالب و عجیب است که اول چیزی که می‌فرمایند این است: «یا علی! نمازت را خوانده‌ای؟!» نگاه به [آسمان] می‌کنند. می‌گویند: «نه نخواندم؛ نماز عصرم را نخواندم.» خورشید هم دیگر در حال [غروب] بود. لابد حضرت تا بخواهند بروند ـ حالا یا وضو داشتند یا نداشتند ـ برای نماز تجدید وضو کنند، قطعاً قضا می‌شد.

  • ما در اینجا از نظر ظاهر حکمی داریم که در همان حال می‌شود انسان نماز را با ایماء و اشاره بخواند چون خیلی نماز برای ما مهم است، از خود پیغمبر و خدا هم مهم‌تر است طوری سرفه می‌کنیم که رسول خدا بلند شود! یا رسول الله! ببخشید چون من نماز نخوانده بودم و...! ما این‌طوری هستیم دیگر! یعنی فقه ما این را می‌گوید که سرفه‌ای کن، این‌طوری پیغمبر را تکان بده! آقا نمازمان فوت می‌شود! آسمان به زمین می‌آید! همۀ ملائکه دست‌به‌سینه ایستاده‌اند فقط نماز ما را ببینند!

    1.  من لا يحضره الفقيه، ج 1، أَبوابُ الصَّلاةِ و حدودِها، بابُ فرضِ الصَّلاةِ، ص 203، ح 610:
      «فَرُوِیَ عَن أَسمَاءَ بِنتِ عُمَیسٍ أَنَّهَا قالَتْ‌ بَینَما رسولُ اللَهِ صلی الله علیه و آله و سلم نَائِمٌ ذَاتَ یومٍ و رَأسُهُ فی حَجْرِ علیٍّ علیه السلام فَفاتَتْهُ العَصرُ حتَّى غابَتِ الشَّمسُ فَقالَ: ”اللهمَّ إِنَّ عَلِیّاً كانَ فی طاعَتِكَ و طاعَةِ رسولِكَ فَاردُدْ عَلیهِ الشَّمسَ“. قالَتْ أَسْماءُ فَرَأَیتُها و اللَهِ غَرَبَتْ ثُمَّ طَلَعَتْ بعدَ ما غَرَبَتْ و لَمْ یَبْقَ جَبَلٌ و لا أَرْضٌ إِلَّا طَلَعَتْ علیهِ حَتَّى قامَ علیٌّ علیه السلام فَتَوَضَّأَ و صَلَّى ثُمَّ غَرَبَتْ‌.»