بیان مُخ و اساس شریعت
بیان مُخ و اساس شریعت
8مسئلۀ رضاعت یک مسئله است و حضانت مسئلۀ دیگری است. یک جمله فرمودند که این خیلی عجیب بود فرمودند:
حج این است که الآن این نفس را تربیت کنی!
این جملۀ عجیبی است؛ یعنی شخصی این جمله را میگوید که خارج از این علوم و اصطلاحات به مطالبی دست یافته باشد. با این فرمولها و با این «ضَرَبَ، ضَرباها» انسان به این چیزها نمیرسد. البته این مطالب هست ولی کسی که از راهش برود میفهمد، در همین فضاهای ظاهری نتیجهای پیدا نمیشود ولی اگر کسی بخواهد از راهش برود، همۀ این مطالب در آثار ائمه هست ولیکن امیرالمؤمنین علیه السلام خیلی عبارت عجیبی دارند، میفرمایند:
ما أسرَّ إلىٰ رسول الله صلى الله عليه و آله و سلّم شيئًا كَتَمه عن النّاسِ إلاّ أن يؤتى الله عبدًا فهما في كتابِه فلیَكُن حريصًا في طَلبِ ذلك الفَهمِ.1
هرچه که به من گفتند، همانها را هم به شما گفتند، چیز اضافه به ما نگفتند ولی ما گرفتیم و فهمیدیم و عمل کردیم و جلو رفتیم، آنوقت چیزهای مگو و اسرار را به ما گفتند، شما عمل نکردید! واقعاً هم همینطور هست. ما روش بزرگان و اولیاء خدا را که میدیدیم همینطور بود یعنی میدیدیم که مثلاً با شخص یک مقدار در صحبت جلو میآیند، اینطور نیست که بخواهند محک بزنند، مسئله برای خودشان روشن بود، میدیدند تا چه حد این شخص تلقّی میکند، هرچه تلقّی میکرد مقداری قضیه را سفتتر میکردند، دوباره آن را تلقّی میکرد، دوباره مقداری دیگر سفتتر اما اگر میدیدند این در همان چیزهای اول استاپ2 [کرده است]، میایستادند.
بنده خدایی که الآن هم در قید حیات است، خودش به من گفت:
یک دفعه من در یکی از همین شهرستانها ـ مشهد نبود ـ خدمت ایشان رفته بودم و راجع به قضیهای صحبت پیش آمد و مطلب این بود که اگر قرار بر این است که قدمی بخواهد برداشته شود، نباید چونوچرایی باشد، با چونوچرا و این چیزها مسئلۀ انسان به جایی نمیرسد.
- شرح نهج البلاغه (ابن هیثم)، ج 1، الفصل الثالث، فی وظائف تالی القرآن، ص 211.
- . STO: متوقف کردن، از حرکت بازداشتن.

