کیفیت حج اجیر
کیفیت حج اجیر
11یک دفعه دنبال چنین چیزی بودم و تحقیقی که میکردم ـ در این دفترهای جُنگم باید نوشته باشم ـ موارد عدیدهای دارم، همه را یکییکی نوشتهام که اینها مواردی است که هیچ سندی ندارند و صرفاً فقهاء براساس فهم عرفی خودشان چنین مطلبی را اضافه کردهاند، درحالیکه هیچ مدرکی برای این قضیه نیست و وقتی که این را اضافه میکنند، آنوقت میبینید مطالب مثل پیچومهره به همدیگر پیچ میشوند. وقتی که اضافه شد، شما که مطلب را میخوانید، میگویید که حتماً این شخص مدرکی پیدا کرده است که ما اطلاع نداریم؛ منبابمثال یک مدرک دیگر برای استطاعت، سابق پیدا کرده است که ما خبر نداریم! شخصی دیگر هم همین را میگوید، یکدفعه قضیه تبدیل به یک اجماع میشود، یک اجماعی که اصلاً سند ندارد!
ریشۀ اکثر اجماعهای غیرمدرکی
حالا اگر نگوییم تمام، اکثر اجماعهایی که مستند نیستند؛ یعنی اجماع غیرمدرکی که همان اجماع حدسی باشد، از همین قبیل هستند؛ یعنی براساس فهمی مطلبی را گفته است و قضیه به آنجا ختم شده است. اجماعی که راجع به استطاعت است که الآن فقهاء براساس آن فتوا میدهند بر اینکه حتماً باید استطاعت، یک استطاعت سابقهای غیر از این اشتغال داشته باشد، از همین قبیل است. درحالیکه اصلاً ما برای این مسئله روایت داریم که اگر شخصی مستطیع نیست، مستحب است که استدانه1 کند. البته اگر امید برای پرداخت دارد.2 اینطور نباشد که علی شیرخدایی بلند شود و بگوید: «حالا میگیریم! بالأخره یکطوری میشود!»
تلمیذ: در بعضی روایات سؤال کردهاند که آیا ما استقراض کنیم؟ فرمودند: بله، از همان کسی که به زیارتش میروید، بخواهید که...3
عن موسى بن بکرٍ الواسِطی قال: سألتُ أباالحسن علیه السلام عن الرّجُل یستَقرِضُ و یحُجُّ. فقال: «إن کان خَلفَ ظَهره مالٌ إِن حَدَثَ به حدثٌ أُدّی عنهُ فلا بأسَ.»4
استاد: بله، اینجا هم روایت هست ولی در این [نکتهای] هست که نشان میدهد آن مواردی که انسان میخواهد استقراض کند، باهم فرق میکنند. یک وقت موردی هست که حالا یک مقدار هم اگر پرداخت قرض دیر شد، اشکال ندارد ولی اگر موردی باشد که قرض بگیرد و میداند که شخص هم وقتی که برگردد پولش را میخواهد؛ حضرت در اینجا میفرمایند که قرض نکنید، خلاصه اینجا باید اطمینان و وثوقی نسبت به اداء داشته باشید، برگشت این قضیه به کیفیت موارد است.5
- فرهنگ فارسی معین: وام خواستن، قرض طلبیدن، وام گرفتن .
- وسائل الشیعة, ج ۱۱, ابواب وجوب الحج و شرائطه، باب 50، ص 141، ح 5:
«عبدالمَلكِ بن عتبة قالَ: سَألْتُ أبا الحسن علیه السلام عن الرَّجلِ علیه دَینٌ یَستَقرِضُ و یَحُجُّ؟ قالَ: ”إِن كانَ له وَجهٌ فی مالٍ فَلا بأسَ“.» - وسائل الشیعة، ج 11، ابواب وجوب الحج و شرائطه، باب 50، ص 142، ح 9:
«عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِی اَلْحَسَنِ اَلْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ هَلْ یَسْتَقْرِضُ اَلرَّجُلُ وَ یَحُجُّ إِذَا كَانَ خَلْفَ ظَهْرِهِ مَا یُؤَدَّى عَنْهُ إِذَا حَدَثَ بِهِ حَدَثٌ قَالَ: ”نَعَمْ“.» - وسائل الشیعة، ج 11، ابواب وجوب الحج و شرائطه، باب 50، ص 141، ح 7.
- جهت اطلاع بیشتر به وسائل الشیعة، ج 11، ابواب وجوب الحج و شرائطه، ص 140 رجوع شود.

