کیفیت حج اجیر
کیفیت حج اجیر
8استاد: یعنی چه؟!
تلمیذ: یعنی به این معنا که راوی که از امام سؤال میکند، فرض میکند که این مستطیع نبوده است و اجیر شده است.
استاد: همین است یعنی اتفاقاً امام عکس این را جواب میدهند، امام میفرمایند که همین حضورش یعنی استطاعت، این پاسخِ به این شبهه است. حج یک امر عبادی است و نیّت میخواهد. راوی این را میگوید، شخصی که مکاری است، میخواهد شترش را بدهد و پولش را بگیرد، کاری به حج و ترکمنستان و قرقیزستان و این حرفها ندارد. فعلاً مسافر حج و زائر بیتالله به او خورده است، میگوید: «یا علی مدد، فعلاً که مسافر زائر بیتالله است، ما هم به مکه میرویم»، خودش نیّت ندارد، این شبههای است که در اذهان است.
همینطور اجیر هم کاری ندارد به اینکه مثلاً کاروان میخواهد بهسمت مشرق برود یا بهسمت مغرب اجیر اجرتش را میخواهد، میگوید: «الآن کار پیدا نمیشود، بهجای اینکه در شهر بمانم با این کاروان میروم، کار میکنم و پولی بهدست میآورم و برمیگردم.» در چنین شرایطی امام علیه السلام میفرمایند که آن ذهنیتی که تو داری رافع برای اِجزاء نیست، نفس همین حضور، خودش به معنای استطاعت است. اتفاقاً امام در اینجا همان معنایی که برای استطاعت است را بیان میکند که وقتی اجیر میرود و انجام میدهد، تمام است.
معنای حج ناقص در روایات
تلمیذ: ببخشید، تعبیر «تامّة أم ناقصة» یعنی چه؟
استاد: ناقص به این معنا است که باید دوباره انجام دهد؛ چون در خصوص غلام روایاتی داریم که قضیهاش به این برمیگردد که اختیار غلام بهدست مولایش است، مولا بگوید: حج بیا، باید چشم بگوید، بگوید بیا به ترکمنستان برویم، باید چشم بگوید و هردو یکی است. در آنجا داریم که اگر آزاد شد باید حج را انجام دهد، آنهم بهخاطر این جهت که اختیار ندارد. روایات دیگری داریم که حج او درصورتیکه خود غلام نیّت برای حج داشته باشد تام یا مجزی است. همینطور در جایی که مولا او را نسبت به این قضیه بهنحوی مختار قرار میدهد که اگر میخواهی بیا، ما مسئلهای نداریم که الزام داشته باشی تا بیایی؛ یعنی زنجیر به گردنت نینداختیم که به مکه بیایی. علت آنکه حضرت میفرمایند که بهتر است انجام دهد، جایی است که شائبۀ جنبۀ مولویت مولا قهراً بر جنبۀ اختیار عبودیت غلبه کرده است، آنجا میگویند که وقتی آزاد و حرّ شد، بهتر ـ الأفضل ـ این است که [دوباره انجام دهد] حتی الزام هم نیست. اینها همان نکاتی است که انسان باید این مسائل را بهدست بیاورد.

