اهمیت حج استحبابی از منظر روایات
اهمیت حج استحبابی از منظر روایات
11به نظر بنده در این مطلب اشکال است؛ وقتی شارع میگوید: ﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾ منظورش این نیست که من ابتدا نماز ظهر را برای تو واجب کردهام بعد نماز عصر را متأخّراً از صلاة ظهر واجب کردهام بلکه اصل هردو نماز را به امر واحد تشریع میکند، میگوید که نماز ظهر و عصر از الآن برای تو واجب شد ولی شرط صحّت نماز عصر این است که این نماز را بعد از نماز ظهر بخوانی و این خیلی تفاوت میکند با اینکه بگوییم: «از اول تشریع به وجوب صلاة ظهر تعلق گرفته است». یک وقت شارع میگوید که من از ابتدا صلاة ظهر را تشریع کردهام، اصلاً خبری از نماز عصر نیست، ﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ﴾ یعنی صلاةالظهر، اصلاً چه کسی گفته که صلاة عصر است؟! صلاة عصر را از روایات، سنت، سیره و امثالذلک بهدست میآوریم!
در بسیاری از روایات در مورد ﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ﴾ داریم که صلاة ظهر است، توجه میفرمایید؟! وقتی که میفرماید: ﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾ بنابراین صلاة ظهر در اول دلوک شمس تشریع میشود و دیگر صلاة عصر تشریع نشده است، این صلاة ظهر وقت اختصاصی میشود سپس شارع جدا میگوید که بعد از گذشت اربع یا خمس دقائق از وقت دلوک شمس، وقت وجوب صلاة عصر است ولی صلاة ظهر با عصر، هر دوتا ﴿إِلَىٰ غَسَقِ ٱلَّيۡلِ﴾ امتداد پیدا میکنند، وقت مضیّق نیست، وقت اختصاصی است.
عرض بنده این است که شارع نمیگوید: أقم صلاة الظهر بلکه میگوید که نماز را من در اول دلوک شمس برای شما تشریع کردهام، چه نمازی؟! هردو نماز را تشریع کردهام.
تلمیذ: خود دلوک قرینه بر این است که نماز ظهر مراد است.
استاد: چرا؟
تلمیذ: ﴿لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ﴾ داریم.
استاد: باشد! ﴿لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ﴾ یعنی از اول زوال، شارع میگوید که من دو نماز را از اول زوال واجب کردهام؛ یکی نماز ظهر است، یکی نماز عصر ولی نماز عصر را در اینجا متأخّر از نماز ظهر قرار دادهام، این چه اشکالی دارد؟! مثل اینکه دکتر به شما میگوید که باید این دوتا دارو را در یک زمان بخورید ولی اول این شربت را بخورید بعد قرص را، اینطور تأثیر بیشتری دارد؛ اما اینطور نیست که اول شربت را بخورید و قرص را برای یک ساعت بعد بگذارید. اگر شما الآن قرص را هم بخورید اشکال ندارد اما بهتر است برای تأثیر بیشتر، اول شربت و بعد قرص را بخورید، هردو را باهم رأس ساعت دوازده باید بخورید، این چه ایرادی دارد؟!

