اهمیت حج استحبابی از منظر روایات
اهمیت حج استحبابی از منظر روایات
14حالا شارع وقتی که در اینجا میگوید: ﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ﴾، نماز ظهر و عصر به تو واجب شده است، وقتی که شارع میگوید: ﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ﴾ مشخص است که من از نقطهنظر وجودی و از نقطهنظر تشخّص وجودی و تعیّن وجودی آن، امکان ندارد که هردو را باهم بخوانم. شارع میگوید که من این دو نماز را از تو میخواهم ولی شرط برای صحّت صلاة عصر این است که بعد از صلاة ظهر باشد.
إنشاءالله بقیۀ بحث را جلسۀ بعد ادامه میدهیم.
تلمیذ: ببخشید این مطلبی را که دربارۀ وجوب و مستحب فرمودید که اجزاء و شرایطش دقیقاً یکی است ولی میشود از حدیث قرب نوافل و فرائض استفاده کرد که صرف اینکه این نیّت واجب میشود، یک برندگی، بُرش و جهت بیشتری در قرب فرد ایجاد میکند.
استاد: اینها برای افراد ابتدایی و مبتدی و امثالذلک است ولی برای آنهایی که فقط توجه به ذات برای آنها در این عبادات مطرح است، چنین چیزی مطرح نیست، هردو یکی است، تفاوتی نمیکند. بله! این مطلب برای افراد ابتدایی، باید همراه یک عزم و ارادۀ بیشتری باشد.
تلمیذ: آن کسی که در مراتب عالی است بالأخره در انتخاب مستحب خودش نقشی دارد بهواسطۀ اینکه خودش یک نقشی دارد، نمیشود گفت کمتر میشود.
استاد: نه، ببینید، این شخصی که در حال خواندن نماز مستحب است، اینطور نیست که بهعنوان اینکه این نماز واجب است به آن بپردازد.
لزوم اتیان عمل واجب و مستحب علیالسویه
اتفاقاً به یاد دارم که راجع به این مطلب در یکی از همین شبهای ماه مبارک صحبت میکردیم که وقتی انسان امر و حکمی را از ناحیۀ پروردگار تلقّی میکند اصلاً نباید به وجوبش نگاه کند، همینکه از طرف او آمده است، تمام است! همین. این کار را انجام بده! حالا این کار را از روی الزام انجام بده یا از روی استحباب و اختیار عدم؟! انسان باید به این مطلب نگاه کند که از طرف او چه آمده است. بله، وقتی که به او بگوید: «تو میتوانی این کار را هم ترک کنی»، این شخص متوجه میشود که اختیار عدم هم در ضمن این مطلوبیت در اینجا هست یعنی اولویت را به آن سمت میزند، به خودش نمیزند؛ یعنی میبیند آیا نسبت به این مسئله از آنطرف اولویتی هست یا اولویتی نیست اما باید خودش را درقبال اتیان این عمل علیالسویه ببیند، چه واجب و چه مستحب، تفاوتی نمیکند.

