اهمیت حج استحبابی از منظر روایات
اهمیت حج استحبابی از منظر روایات
9حالا بگذریم از اینکه نسبت به این مسئله هم مباحث دیگری در اینجا مطرح میشود، مثلاً اگر کسی سه رکعت از نماز ظهر خودش را قبلالوقت بخواند؛ یعنی قبل از دلوک شمس سه رکعت بخواند و یک رکعتش در وقت واقع شود، ادلّۀ «من أَدرک رکعةً من الصّلاة فقد أَدرک الصّلاة»1 در اینجا شامل حال او خواهد شد چون یک رکعت از آن صلاة در این وقت انجام شده است.
در اینجا بنده تأملی دارم و آن این است که «مَن أَدرک رکعةً مِن الصّلاة فقد أَدرک الصّلاة» مربوط به ظرف تکلیف میشود، نه قبل از تعلق تکلیف؛ یعنی اگر شخصی در ظرف تعلق تکلیف یک رکعت را اتیان کند «فقد أدرکها» مثلاً میخواهد نماز عصر را بخواند اما یکدفعه میبیند خورشید در حال غروب کردن است؛ تا وضو میگیرد و یک رکعت میخواند خورشید غروب میکند، این قضیه در اینجا هست که چون «مَن أَدرک رکعةً» در ظرف تعلق تکلیف است اما در ظرف عدم تعلق تکلیف مثلاً کسی که قبل از زوال تکبیر ببندد، هنوز تکلیف تعلق نگرفته است که تکبیر ببندد پس تکبیر او در زمانی است که امر نیامده است مثل اینکه یک زن ذات عذر، سه دقیقه مانده [تا پاک شدن] میگوید: «حالا ما نماز را میخوانیم» به خیال اینکه مثلاً یک دقیقه بعدش طاهر است. بعد که غسل میکند [و نماز] میخواند معلوم میشود که قبل از اینکه طهارت را پیدا کند هنوز در عذر بوده است، این نمازش در عذر است، نماز در عذر باطل است.
کسی که صلاة را برای تکبیر شروع میکند، تکبیرش هنوز به او تعلق نگرفته است مثل اینکه کسی ساعت ده، نماز ظهر را بخواند! باطل است. یعنی تکبیری که از ابتدا برای عقد احرام به صلاة بسته میشود، از ابتدا این عقد باطل است چون هنوز تعلق تکلیف در اینجا نیامده است.
پس روایات «من أَدرک رکعةً» مربوط به شخصی است که تکلیف برای او مستقر شده است اما او برای اتیان اربع رکعات فرصت ندارد، فقط برای یک رکعت فرصت دارد، لذا میگویند که اشکال ندارد؛ چون یک رکعتش در وقت است، باعث میشود که کل این صلاة صحیح باشد. روایات مربوط و ناظر به اینجا است. بنابراین هیچ ارتباطی به این مطلب ندارد.
- وسائل الشیعة، ج 4، ابواب المواقیت، باب 30، ص ۲۱۸، ح 4.

