بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (1)
بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (1)
7تلمیذ: شارع هردو را باهم تشریع کرد...
استاد: در اینکه هردو را باهم تشریع کرده است، حرفی نداریم که یک شرط است. اما اینکه صلاة عصر را متأخّراً عن صلاة ظهر تشریع کرده است، شرط دیگری است که در اینجا آورده است. حالا در مانحنفیه اگر وقت برای هردو باشد، هم شرط اول شارع در اینجا انجام میشود که وجوب هردو است، هم شرط دوم در اینجا انجام میشود که تأخّر صلاة عصر بعد از صلاة ظهر است. اما اگر فرصت فقط برای أربع رکعات باشد دیگر آن شرط دوم در اینجا خودبهخود منتفی است. دیگر سری نیست تا بتراشیم! نماز عصری نمیماند تا اینکه بخواهد شرطیت تأخّر صلاة ظهر بیاید. لذا در اینجا اختیار است؛ میخواهد نماز ظهر را بخواند، میخواهد نماز عصر را بخواند، خلافاً للقوم که فتوای به وجوب صلاة عصر در اینجا دادهاند!1
حالا یک مطلب و فرع دیگر را هم در اینجا مطرح میکنیم، عیب ندارد حالا که وارد بحث نماز شدهایم دیگر حج را کنار بگذاریم چون نماز مهمتر از حج است! «فإن قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها، و إن رُدَّتْ رُدُّ ما سِواها»!2 واقعاً عجیب است! هنوز صحبتها، کیفیت صوت و بیان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ وقتی که جریان عُمَر را که «حی علیٰ خیر العمل» را به «الصلاة خیرٌ مِن النوم» تغییر داد، میگفتند، در ذهنم هست؛ در زمان شاه، در جلسات صبح جمعۀ مسجد قائم میفرمودند، خیلی بیان عجیبی بود، واقعاً نگاه یک عارف نسبت به مطالب و حقایق چطور است؟! مقداری ظاهراً در جلد سوم [اسرار ملکوت آوردهام] البته إنشاءالله اگر خداوند توفیق دهد در سیمای عاشورا بهنحو مبسوط راجع به کیفیت نگرش یک عالم دینی به ظاهر احکام یا به باطن احکام بیان خواهم کرد. این خیلی بحث مهمی است که اصلاً توجه، نگرش، طرز فکر، اتّجاه فهم و بینش یک عالم دینی نسبت به احکام باید بر چه اساسی باشد. البته این قضیه در پاورقیهای اجتهاد و تقلید اگر مطالعه کرده باشید هست ولی إنشاءالله اگر توفیق پیدا کنم قصد دارم این مطلب را ـ هنوز که شروع نکردیم ـ در اینجا بیاورم.
- نظر ایشان در درس 159 تغییر کرده است، جهت اطلاع بیشتر به آن درس مراجعه شود.
- فلاح السائل، ج 1، ص 127:
«رَوَی اِبنُ بابویهِ أیضاً فی کتابِ من لا یحضُرُهُ الفقیهُ بِإِسنادِهِ إِلی النّبی صلّی الله علیهِ و آلهِ قالَ: ”أوّلُ ما یحاسَبُ العبدُ الصّلاةُ فإِن قُبِلَتْ قُبِلَ ما سِواها و إِن رُدّتْ رُدّ ما سِواها“.»

