بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (1)
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
جسارتاً مطلبی را میخواستم خدمت رفقا عرض کنم. بهطورکلی بهخصوص بعد از بحث ـ وقتی که من صحبتی میکنم و حدود بیشتر از یک ساعت طول میکشد ـ دیگر حالم اقتضاء برای صحبت جدید نمیکند و این روی نفس و وضع خودم تأثیر سوء میگذارد. لذا از رفقایی که در جلسات خدمتشان هستیم، تقاضا کرده بودیم که بعد از صحبت، کسی نیاید مطلبی را مطرح کند ولی اگر کسی نامهای دارد عیبی ندارد، من نامه را بعداً [مطالعه میکنم]. اما این صحبت کردن، تأثیر خوبی ندارد و باعث قضیهای میشود.
همین مطلب در همینجا هم هست؛ یعنی وقتی که مطلب و صحبت من تمام میشود، ادامۀ صحبت در طول راه برای من ضرر دارد. دوم اینکه بهطورکلی وقتی که انسان حرکت میکند و افرادی دوروبَر او بخواهند بیایند و بروند، این چیزی نیست که ما حداقل در خطش باشیم! حالا کسانی دیگر مثل اینکه نمیتوانند تنها راه بروند! گویا زمین میخ دارد یا سیخ دارد! ولی برای ما میخ و سیخ و اینها نیست و همینطور میتوانیم راه برویم و مشکلی در راه رفتن نداریم! لذا رفقا و دوستان اگر یک وقت مطلبی یا [مسئلهای] دارند در فرصتهای دیگری که پیش میآید در خدمتشان باشیم. دیگر گفتیم که و العذر عند کرام الناس مقبول!
راجع به بحثی که در جلسۀ قبل مطرح شد عرض کردیم که در مسئلۀ صلاة، ﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ﴾1 بهنظر تفسیری که از دخول وقت وجود دارد، صحیح نیست؛ گرچه ممکن است به تبادر ادعای وقت اولیٰ شود.
بسیاری از فقهاء فرمودهاند: «مفهوم ﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾ بهمعنای دخول وقت صلاة ظهر است و وقت صلاة ظهر به این معناست که تا قبل از مُضی أربعَ دقائق، امر به صلاة عصر نیامده است.»2 فروعی بر این قضیه مترتب هستند: فرض کنید که اگر شخصی در همان ابتدای وقتی که امر به صلاة ظهر میآید، فوت کند، ـ اگر بخواهیم که این تفسیر را ملاحظه کنیم ـ قضایی که از او میشود فقط باید قضای صلاة ظهر باشد نه صلاة عصر؛ چون هنوز امر به صلاة عصر نیامده است. یا اینکه مثلاً اگر شخص نماز ظهر و عصرش را بخواند به تصور اینکه وقت دلوک شمس شده است ـ نماز ظهر و عصر باهم هشت رکعت میشوند ـ و وقتی که از نماز فارغ شد، متوجه میشود که تازه یک یا دو دقیقه است که وقت دلوک شده است؛ یعنی نماز عصر دو دقیقه بعد از وقت خوانده شده است نماز عصر در اینجا باطل است؛ بهخاطر اینکه در وقت اختصاصی نماز ظهر واقع شده است و هنوز امری به آن تعلق نگرفته است که بخواهد صحیح باشد. نماز ظهر هم که تبعاً قبل از دلوک خوانده شده است، باطل میباشد پس امر نسبت به هیچکدام در اینجا به او تعلق نگرفته است.
- سوره اسراء (17) آیه 78.
- العروة الوثقى، ج 2، ص 256:
«مسألة 3: یجب تأخیر العصر عن الظهر والعشاء عن المغرب، فلو قدم إحداهما على سابقتها عمدا بطلت، سواء كان فی الوقت المختص أو المشترك ولو قدم سهوا فالمشهور على أنه إن كان فی الوقت المختص بطلت.»
؛ جامع المقاصد، ج 2، ص 44:
«لو ظنّ أنّه صلّى الظهر فاشتغل بالعصر عدل مع الذكر، فإن ذكر بعد فراغه صحت العصر، و أتى بالظهر أداء إن كان فی الوقت المشترك، و إلّا صلاهما معا.
... قوله: ”و إلّا صلّاهما معا“ أی: و إن لم یكن اشتغاله بالعصر فی الوقت المشترك صلاهما، أی: الظّهر، لعدم الإتیان بها، و العصر لعدم صحّتها، و إنّما یعیدهما إذا لم یدخل علیه المشترك و هو فی العصر.»

