بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (1)
3مثل اینکه شما نماز ظهر را ساعت ده بخوانید، فایدهای ندارد یا اینکه نماز عصر را در وقت نماز مغرب بخوانید، فایدهای ندارد؛ چون خارج از وقت است. مأمورٌبه باید در وقت تعلق امر بیاید و نسبت به آن انجام شود. این یک مطلب.
وقتی که ادله و روایات را راجع به این قضیه بررسی کردم، دیدم روایات که یکی و دوتا هم نیستند هم همین قضیه را تأیید میکنند. تعجب کردم که چطور با وجود این ادله چنین نظری در اینجا مطرح است. مثلاً یک روایت در این قضیه دیدم؛ ـ من بسیاری از آنها را حذف کردم حالا رفقا مراجعه کنند و ببینند ـ روایت زراره که هم در وسائل و هم در مستدرک موجود است، من از مستدرک نقل میکنم:
عن زُرارةَ قالَ: سَألتُ أباعبدالله عليه السلام عن هذه الآيةِ: ﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ لِدُلُوكِ ٱلشَّمۡسِ﴾ ـ إلى أن قالَ ـ قالَ عليه السّلامُ : «و إذا زالتِ الشمسُ فقد دَخل وقتُ الصلاتَيْنِ» الخبرَ.1
چطور امام علیه السلام نمیفرماید: «دَخَلَ وقتَ الصلاة الظهر؟!» اگر زوال پیدا شود، هنوز وقت عصر نیامده است، پس چرا امام علیه السلام نمیفرماید: «و إذا زالت الشمس فقد دخل وقت صلاة الظهر»؟! وقتی که أربع رکعات یا مُضی أربع دقائق شد، آن موقع مثلاً «یدخُلُ وقت الصلاة العصر و یمتَدُّ إلی المغرب».
نظیر این روایت زیاد داریم، رفقا خودشان مراجعه کنند و ببینند. فقط یک روایت را بهعنوان نمونه آوردم. روایات بسیاری در این زمینه داریم که امام علیه السلام به وقتالصلاتین در اینجا اشاره دارند.
این همین مطلب است؛ یعنی همینکه وقت صلاة میشود، صلاة ظهر و عصر باهم تشریع میشوند یعنی از الآن شما میتوانید نماز ظهر و عصر را به یک انشاء واحد بخوانید، لا بالإنشائین المتعددین. اینطور نیست که بالإنشاء الاول یدخُلُ وقتَ الصلاة الظهر و بالإنشاء الثانی یدخل وقت الصلاة العصر من قِبَلِ الشارع! بلکه به یک انشاء در اینجا وقت صلاة ظهر و عصر میآید؛ وقتی که به یک انشاء آمد معنایش این است که همان ملاکی را که شارع برای وجوب اتیان به صلاة ظهر با زوال شمس ملاحظه کرده است، همان ملاک را برای وجوب و التزام به صلاة عصر در وقت زوال مشاهده کرده است الاّ اینکه در اینجا ملاک ثانی وجود دارد که عبارت است از تأخّر صلاة العصر از صلاة الظهر. این تأخّر هم تأخّر ذُکری است؛ یعنی اگر انسان متوجه باشد و در ذُکر باشد، باید صلاة عصر را متأخّراً عن صلاة الظهر اتیان کند. اما اگر این ذُکر را در اینجا نداشت، فرض کنید که خیال کرده است نماز ظهر را خوانده، آنوقت نماز عصر را میخواند، وقتی که نماز عصر را میخواند، یکدفعه متوجه میشود که نماز ظهر را نخوانده است یعنی نماز عصر را در وقت نماز ظهر میخواند، البته نه در وقت اختصاصی نماز ظهر، لذا ما دیگر وقت اختصاصی نداریم بلکه وقت فضیلت داریم.
- مستدرك الوسائل، ج 3، أبواب المواقیت، بابُ أنّه إذا زالَتِ الشمسُ فقد دَخل وقتُ الظهرِ و العصرِ و یَمتَدُّ إلى غُروبِ الشمسِ و ...، ص 105، ح 6.

