بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (1)
4تعریف وقت اختصاصی صلاة
وقت اختصاصی به آن وقتی گفته میشود که اتیان به غیر از مأمورٌبه در آنوقت، موجب بطلان است.
تعریف وقت فضیلت صلاة
وقت فضیلت به وقتی گفته میشود که آن وقت نسبت به سایر اوقات اولویت دارد. اولویت وقت صلاة ظهر از همان اول است تا سایه به دو قدم برسد،1 وقت صلاة عصر هم این است که آن سایه به دوبرابر برسد. وقت اشتراکشان هم این است که هردوی اینها تا قبل از غروب آفتاب امتداد پیدا کند.
بناءًعلیٰهذا اگر شخصی در وقت فضیلت نماز ظهر که همان ابتدا در اول وقت است؛ ـ البته وقت فضیلت فقط چهار رکعت و چهار دقیقه نیست بلکه امتداد دارد ـ یعنی در همان چهار دقیقۀ اول که اصلاً امکان اتیان به غیر از صلاة در آنجا نیست یعنی فقط چهار دقیقه یا پنج دقیقه است نه بیشتر، نماز عصر را خواند، تکلیفش چیست؟ اگر ما قائل به تفسیر اول شویم، صلاة عصرش باطل است چون در وقت اختصاصی صلاة ظهر، نماز عصر را خوانده و این باطل است.
اگر قائل به تفسیر دوم شویم، نمازش صحیح است چون امر به صلاة عصر آمده و او هم صلاة عصر را اتیان کرده است. شارع صلاة ظهر و عصر را خواسته است نهاینکه فقط صلاة ظهر را بخواهد. فرض کنید که به شما میگویم: «این دوتا سیب را میتوانید بخورید»؛ یعنی هردو به یک امر واحد تعلق دارند. یک وقت میگویم: «اول شما میتوانید این سیب را تناول کنید» وقتی خوردید، میگویید: «تکلیف دیگری چیست؟» میگویم: «حالا یک ساعت بعد تکلیف این را تعیین میکنم» یا اصلاً حرفی نمیزنم. وقتی که از هضم سیب اول، نیمساعت گذشت ـ چون معمولاً هضم میوهها نیمساعت بیشتر طول نمیکشد ـ میگویم که حالا بیا این سیب را بخور! یعنی دو امر، دو انشاء در اینجا برای أکل تُفاحَین تعلق گرفته است.
یک وقت میگویم: «من حوصله ندارم تا بخواهم بروم و نیمساعت دیگر بیایم و امر دیگر کنم، میخواهم یک امر بکنم و پی کار و زندگیام بروم.» در این صورت میگویم: «هردو را بگیر و بخور! اما این را بعد از آن یکی، همینطور باهم نخور خفه میشوی! اول این یکی را بخور، بگذار نیمساعت بگذرد و از معدهات رد شود و خیلی عجله نکن آن هم برای تو است، کسی برنمیدارد، بعد آن را بخور!» به این معنا نیست که حتماً باید این را بعد از آن بخورد بلکه از نقطهنظر وجودی ـ البته مانحنفیه تفاوت میکند ـ هر کدام را اول بخورد، فرق نمیکند یا اینکه مثلاً این نفع و فایدهاش بیشتر است لذا میگویند که این را اول بخورد؛ مثلاً در اول وقت، صبح ناشتا، سیب بخورد چون فایدهاش بیشتر است بعد از گذشت زمان اندکی میوۀ دوم را هم بخورد. یعنی تفاوتی باهم دارند، یا اینکه اصلاً تفاوت هم ندارند؛ امر مولا از اول به دو چیز تعلق میگیرد؛ به انشاء واحد. چه اشکال دارد که انشاء به یک امر یا به دو امر یا صد امر متعلق باشد؟! فرض کنید که یک وقت میگوییم: «أکرم فلان عالم» یا میگوییم: «أکرم علماء قم» که به یک امر تعلق میگیرد و انبساط و انشعاب به انشاهای متعدده به تعداد متعلقات خارجی مأمورٌبه پیدا میکند.
- وسائل الشیعة، ج 4، ابواب المواقیت، باب 8، ص ۱4۰، ح 1:
«عنِ الفُضیلِ بنِ یسارٍ و زُرارة بنِ أعین و بُكیرِ بنِ أعین و مُحمّدِ بنِ مُسلِمٍ و بُریدِ بنِ مُعاوِیة العِجلِیِّ عن أبیجعفرٍ و أبیعبدالله علیهما السلام أنّهُما قالا: ”وقتُ الظُّهرِ بَعدَ الزَّوالِ قدمانِ و وقتُ العصرِ بعد ذلِك قدمانِ“.»
- وسائل الشیعة، ج 4، ابواب المواقیت، باب 8، ص ۱4۰، ح 1:

