اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (1)

0
فقه
فقه
حج نیابتی

بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (1)

5
  • شارع در اینجا گفته است: ﴿أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾ یعنی شما باید صلاتین را اقامه کنید، اما صلاة عصر از صلاة ظهر متأخّر باشد. حالا اگر شما در اینجا صلاة عصر را بدون صلاة ظهر در حال ذُکر اتیان کردید، از این ‌نظر که متعمداً و در حال ذُکر شرط دوم انجام نشده است، نماز باطل است؛ چون تأخّر در اینجا باید باشد. اما اگر در حال تعمّد نباشد، آیا شرطیت برای صلاة، مُلغیٰ می‌شود یا مُلغیٰ نمی‌شود؟ فرض کنید که طهارت از خبث ـ هم حدثیه، هم خبثیه شرط است، حدثیه‌ فعلاً بماند ـ شرط برای صحت صلاة است؛ طهارت انسان و ثوب او از خبث. با توجه به اینکه طهارت خبثیه شرط است اگر انسان با ثوب متنجس نماز خواند، این شرط شارع در اینجا محقق نشده و نماز باطل است.

  • شارع در اینجا منةً علیٰ ‌العباد شرطیت ذُکر را آورده است و گفته است: «اگر متذکر و متوجه هستی، این شرطیت را برایت می‌گذارم؛ اما در حال عدم ذُکر و عدم توجه ـ مسئلۀ نسیان چیز دیگری است ـ یا مثلاً در حال غفلت، این شرطیت را برمی‌دارم پس نمازی که خوانده می‌شود، صحیح است چون آن شرطیت را خود شارع مِن‌ عِند ‌نَفْسِه ملغیٰ کرده است. اما دربارۀ طهارت حدثیه این‌ کار را نکرده است؛ یعنی طهارت حدثیه را مشروط به ذُکر قرار نداده است. گفته اگر نماز خواندی به ‌اعتقاد اینکه متطهّر هستی، بعداً مشخص شد که وضو نداشتی، حدیث «لا تُعاد» در اینجا شامل تو نمی‌شود. چون شارع فقط این پنج مورد را استثناء کرده است: «لَا تُعادُ الصَّلاةُ إِلَّا مِن خَمسَةٍ؛ الطَّهُورِ و الوقتِ و القِبلَةِ و الرُّکوعِ و السُّجُودِ.»1

  • حالا شارع طهارت خبثیه را در اینجا جزء مستثنیٰ‌منه قرار داده است نه جزء مستثنیٰ. آن چیزی که جزء مستنثیٰ است، «الطهور» یعنی طهارت حدثیه است لا ‌طهارة الخبثیة پس شرطیت طهارت خبثیه به مقتضای حدیث «لا تعاد» در اینجا ملغیٰ می‌شود. شرطیت تأخّر صلاة عصر، جزء مستثنیٰ‌منه است. لا تعاد الصلاة نسبت به تأخّر الصلاتین نیامده است. نداریم که لا تعاد الصلاة إلاّ فی تأخّر الصلاتین. وقت در اینجا جزء مستثنیٰ قرار گرفته نه مستثنیٰ‌منه. وقتی که جزء مستثنیٰ شد بنابراین، نمازی را که شخص خوانده است بنا بر آن تفسیر اول، داخل در مستثنیٰ قرار می‌گیرد و باطل است یعنی نماز عصر در اینجا باطل می‌شود.

    1.  من ‌لايحضره‌ الفقيه، ج 1، أَبوابُ الصَّلاةِ و حُدودِهَا بابُ القِبلةِ، ص 279، ح 857.