بحث پیرامون مبدأ نیابت در حج نیابی
بحث پیرامون مبدأ نیابت در حج نیابی
12لذا اگر استطاعت به این کیفیت؛ یعنی تحصیل زاد و راحله برای خود شخص در وجوب حج دخالت داشته باشد؛ یعنی بهعنوان واجب مشروط ـ نه بهعنوان واجب مطلق و شرط وجودی ـ و شرط وجوبی باشد، بنابراین نیابت هم باید بر همین اساس باشد و دیگر حج میقاتی جایز نیست البته ادلّۀ آن را عرض میکنیم که حتی نسبت به این قضیه هم ادلّه تطبیق میکند.
اما اگر استطاعت آنطوری باشد که ما معنا کردیم؛ استطاعت یک شرط وجودی است و شما بأیِّنحوٍکان اگر مستطیع شدید، میتوانید حج را انجام دهید پس این حج نیابتی، حج میقاتی هم میشود چون آنچه که بر شما واجب است خود حج است، چه اینکه مال برای خودتان حاصل شود یا اینکه شخصی به شما بدهد یا اینکه به عنوانی شما به حج مشرف شوید مثلاً شخصی پزشک است و اینجا مطب دارد، به آنجا میرود، طبابت میکند و پولش را صرف حج میکند. شخص همان شغلی که در اینجا دارد را در آنجا انجام میدهد مثلاً در اینجا کفاشی میکند، در راه حج هم کفاشی میکند، پول هم بهدست میآورد، خلاصه اگر به این کیفیت باشد، میشود حج نیابتی، حج میقاتی هم باشد چون آنچه که بر او واجب است خود حج است، رفتن بر او واجب نیست که شما بخواهید برای رفتن پول بدهید. بله اگر کسی پیدا نشود که حج میقاتی انجام دهد باید به این نحو باشد، آن هم بهعنوان مقدمه برای حج.
منبابمثال شخصی میگوید که من نیابتاً حج انجام میدهم به شرطی که شام و نهار همه چلوکباب و جوجه باشد، من همین هستم! شخصی هم میگوید که من با نان و پنیر هم برای تو نیابت میکنم! میگویی که تو بهتر هستی و خرجت کمتر است! برای بعضی جاها اگر باشد بهصرفه است! یا اینکه مثلاً شخصی میگوید که من با آبگوشت هم میسازم، نصفش را کم کن! همۀ اینها دلیل میشود بر اینکه منظور از استطاعت، صرف همان معنای عرفی است؛ یعنی انجام دادن، قدرت بر فعل یک عمل، آن خصوصیتی نیست که الآن در اذهان هست که عبارت است از کیفیت تمکن از حج براساس این نحوه و کیفیتی که ما مشاهده میکنیم.

