بحث پیرامون مبدأ نیابت در حج نیابی
بحث پیرامون مبدأ نیابت در حج نیابی
7یادم هست خیلی وقت قبل در زمان شاه مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ در سفری که مکه مشرف بودند ـ آن موقع سنّ ما هفده یا هیجده سال بود ـ در نامهای که برای بعضی از دوستانشان نوشته بودند، آورده بودند:
من در هنگام دعا دوئیتی نمیدیدم تا برای شما جدا دعا کنم!
«دوئیتی نمیدیدم»؛ یعنی همان خواست و میل من در کنار کعبه مشمول این دایره میشد. اینطور نبود که مثلاً بخواهم جدای از دایره بگویم که خدایا فلانی را هم اینطور کن، عاقبت به خیر کن، اصلاً وقتی که میگفتم: «خدایا برای ما این را پیش بیاور، تو اصلاً همانجا حضور داشتی و آنجا وجود داشتی!» این قضیه بالاتر از این است که انسان بخواهد کسی را جدا دعا کند.
ببینید این مطلب هم به یک حالت برمیگردد؛ یعنی حکم شرعی بر جواز و بر حلیت أکل و عدم حکم شرعی دائرمدار یک قضیۀ تکوینی و خارجی است. یک علقه و یک حس در اینجا وجود دارد که حکم دائرمدار بر آن قضیه مرتبط میشود.
یا منبابمثال مسئلۀ حدّ ترخّص؛ یکی از چیزهایی که امروزه مصطلح است این میباشد که مسافرتهای امروزی دیگر مثل سابق نیست؛ لذا نماز شکسته نیست و امثالذلک! چون افراد در مسافرت قدیم خسته میشدند ولی الآن خسته نمیشوند. همۀ این حرفها بیخود است، چه کسی گفته است که در سابق خسته میشدند؟! اتفاقاً خیلی هم کیف میکردند، سوار اسب و کجاوه میشدند، میگفتند و میخندیدند! خستگی ندارد، اگر آدم سوار الاغ شود، الاغ خسته میشود، چرا او خسته شود؟! یا سوار شتر و کجاوه شود، خستگی چیست؟! این حرفها چیست؟! حالا دو دقیقه بیا پایین، چایی بخور، خستگی تو هم دیگر میرود! حالا همۀ این دنیا برای آن یک ذره خستگی مانده است، آنوقت خدا تا ده روز به آدم مرخصی بدهد! حالا یک ذره خسته شده است، آقا اگر چُرت بزنی خستگی تو میرود، چایی یا قهوه بخوری خستگی تو برطرف میشود، اینکه دیگر نماز شکسته ندارد. خداوند منة ًعلی العباد گفته است حالا که در سفر هستید، منةً تسهیلی هم در اینجا باشد، خدا است دیگر!

