بحث پیرامون مبدأ نیابت در حج نیابی
بحث پیرامون مبدأ نیابت در حج نیابی
8یک روایت خیلی جالبی امروز از پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم دیدم، ـ در حال نوشتن مقدمۀ اجتهاد و تقلید هستم چون قرار است چاپ شود ـ که فرمودند: «إنَّ اللهَ یحِبُّ أنْ یؤخَذَ بِرُخَصِه کما یحِبُّ أنْ یؤخَذَ بعَزائِمِه.»1
همانطوریکه خدا دوست دارد به فرائض او عمل کنید، همانطور هم در مواردی که ترخیص و جواز است، عمل کنید؛ یعنی خودت را کاسۀ داغتر از آش نکن، خشک مقدسی درنیاور، خدا از خشک مقدسی بدش میآید! وقتی خدا میفرماید که در اینجا روزهات را بخور، بخور! وقتی میفرماید که نماز را شکسته بخوان، شکسته بخوان! وقتی که به تو میفرماید: «فلان کار را انجام بده»، نگو که حالا من میخواهم کار سخت و مشکل را انجام دهم وقتی ترخیص است، ترخیص کن! بنده باش؛ بنده یعنی هرطوری که او میفرماید عمل کنی؛ وقتی میگوید که اینجا این کار را انجام بده، انجام بده؛ قُم، قُم؛ إجلس، إجلس؛ برو، برو؛ بنشین، بنشین! از خودت تکلیف جعل نکن! خدا بدش میآید، خیلی عجیب است! این نشان میدهد که ما باید با خدا مهربان باشیم، او با ما مهربان است، چرا ما به او اخم میکنیم؟! چرا ما با او از سر ناسازگاری هستیم؟! وقتی خدا اینقدر مهربان است، اینقدر رفیق است، اینقدر شفیق است، اینقدر با آدم راه میآید، حالا ما بیاییم مطلب را مشکل کنیم؟!
یک روایت هم قبلاً دیده بودم از امام باقر علیه السلام که در حج مشرف بودند و امام جعفر صادق علیه السلام جوان بودند و خیلی طواف میکردند، بهطوری که در جمعیت هم بود، عرق کرده بودند و به تعب افتاده بودند. بعد [امام باقر علیه السلام] حضرت صادق را نزد خود خواندند و سپس فرمودند: «يا جَعفرُ يا بُنَیَّ إِنَّ اللهَ إِذا أَحَبَّ عَبداً أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ و رَضِیَ عَنهُ بِالیَسيرِ.»2
وقتی که خدا چیزی را قبول میکند، کمِ آن را هم قبول میکند، اینقدر خودت را به تعب نینداز، اینقدر خودت را به سختی و ناراحتی نینداز؛ آرام طواف کن، وقتی خسته شدی، بنشین و دوباره بلند شو و طواف کن. خدا از خستگی خوشش نمیآید، خدا میخواهد بندهاش با راحتی باشد، با طمأنینه باشد و این خیلی عجیب است؛ نشان میدهد اصلاً تفکر و فهم عبادی امام علیه السلام نسبت به این مسائل چگونه است و این ارتباط باید به چه کیفیت باشد.
- وسائل الشیعة، ج ۱6، أَبوابُ الأَمرِ و النَّهیِ و ما یُناسبُهُما، باب 29، ص ۲۳۲، ح 20.
- الکافي، ج ۲، ص ۸6، كتاب الإیمان و الكفر، بابُ اَلاِقتِصادِ فی العِبادَة، ص ۸6، ح 4.

