بحث پیرامون مبدأ نیابت در حج نیابی
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
در مسئلۀ نیابت مطلبی که در بین فقهاء مطرح است، قضیۀ خصوص مبدأ نیابت است که چطور آن نیابت تحقق پیدا میکند؛ آیا مبدأ برای این نیابت بهعنوان تکلیف و الزام، از همان محل توطّن آن شخص است؟ حالا به هر علتی این نیابتِ فی زَمَن الحیاة که شخص مستطیع بوده، بعداً از او بهواسطۀ قصور یا تقصیر سلب و نفی نیابت شده است و الآن فرض کنید که مُقعَد است یا عذر دیگری دارد که ولو متسکعاً نمیتواند حج را انجام دهد.
مبدأ حجّ نیابی
صحبت در این است که این مبدأ نیابت باید از کجا باشد؟ آیا باید از همان محل تعلق وجوب باشد؛ یعنی در همان جایی که استطاعت در آنجا تحقق پیدا کرده است؟ یا اینکه از هرجایی این نیابت صدق میکند و شخص میتواند نائب یک شخص از یک شهر دیگر، بلد دیگر یا کشور دیگر شود؟ فرض کنید که وجوب حج به شخصی در ایران تعلق گرفته است، یک نفر در امریکا از او قبول نیابت میکند و یا بالعکس. یا اینکه شخصی از مُدُن قریبه به مکه برای او تعهد نیابت میکند. مطلب دیگر این است که از کجا باید اداء مال، صرف زاد و توشه و مرکب برای آن شخص انجام شود. این مطلبی است که از سابق در بین فقهاء مطرح بوده است.
قرار نداشتن استطاعت در حیطۀ تکلیف و تحدید شرعی
با توجه به مطلبی که راجع به استطاعت صحبت شد و اینکه استطاعت اصلاً بهطورکلی در حیطۀ تکلیف و تحدید شرعی قرار ندارد بلکه یک مسئلۀ عرفی و عقلی است و اگر شرع هم در این باره اظهارنظر کرده است از باب سرد1 و طرد عرفی است که نسبت به این مسئله ابراز تمایل کرده است؛ یعنی حد تعیین کرده است یا مثلاً تعریف و تفسیر موضوع کرده است و توضیح داده است مثل مسئلهای که مربوط به حدّ ترخّص است؛ فرض کنید که شخصی میخواهد به سفر برود، تا وقتی که شخص در خیابانهای شهر میگردد، کسی به او نمیگوید که قصد سفر دارد ولو بلاد کبیره باشد، میگویند که مثلاً کاری دارد و میرود فلان نقطه انجام دهد.
- التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج 5، ص 99:
«السَّرْدُ: ضمّك الشیء بعضه الی بعض نحو النظم و ما أشبهه، و منه قولهم سرد الدرع أی ضمّ حدید بعضها الى بعض.»
- التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج 5، ص 99:

