بحث پیرامون مبدأ نیابت در حج نیابی
5مسئلۀ حجاب، دائرمدار رجاء نکاح و عدم رجاء نکاح
وقتی که نگاه میکنید، میبینید نسبت به آنها اشکال ندارد، این اشکال نداشتن برای این است که دیگر آن حس وجود ندارد؛ آن احساس و رجاء برای یک جوان وقت دیدن کسی که ﴿لَا يَرۡجُونَ نِكَاحٗا﴾ است منتفی میشود یعنی آن حس منتفی شد پس مسئله دائرمدار رجاء است؛ رجاء نکاح و عدم رجاء نکاح. درصورتیکه رجاء نکاح باشد حکم به حرمت میآید، حکم به غمض و حفظ میآید. درصورتیکه عدم رجاء نکاح باشد حکم به غمض هم نیست، میتواند عادی باشد، البته با رعایت حدود و امثالذلک! توجه میکنید؟!
یکی از مواردی که داریم و الآن به ذهنم آمد آیۀ ﴿أَن تَأۡكُلُواْ مِنۢ بُيُوتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ ءَابَآئِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أُمَّهَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ إِخۡوَٰنِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَخَوَٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَعۡمَٰمِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ عَمَّٰتِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ أَخۡوَٰلِكُمۡ أَوۡ بُيُوتِ خَٰلَٰتِكُمۡ أَوۡ مَا مَلَكۡتُم مَّفَاتِحَهُۥٓ أَوۡ صَدِيقِكُمۡ لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَن تَأۡكُلُواْ جَمِيعًا﴾1 است چرا در اینجا ﴿لَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ﴾ آمده است؟ بهخاطر احساس یکرنگی، احساس وحدت، محبت، احساس عاطفی، مسائل عادی و آن حالتی که انسان آن حالت را بین خود و رفیقش؛ بین خود و برادرش؛ بین خود، عمه، خاله و امثالهم حس میکند. یک وقت من به منزل یکی از عمّات خودم رفته بودم، بعدازظهر بود، میگفت که فلانی ظهر به اینجا آمد و ما خواب بودیم، همسایه در منزل را برایش باز کرد و ـ اتفاقاً منزل عمۀ او هم بود ـ او خودش سراغ یخچال رفت و غذا آورد و خورد چون غذا نخورده بود، پایان غذا یکدفعه ما دیدیم که عجب او نشسته است و غذا میخورد! گفت: «من آمدم و دیدم خواب هستید گفتم که حالا چرا بیدارتان کنم؟!» او گفت که چه کسی در را برای تو باز کرد؟! گفت: «همسایۀ پایینی!» همسایۀ پایینی در را باز کرده بود و او هم به بالا آمد و سراغ یخچال رفت و به غذا خوردن مشغول شد و گفت: «حالا که خواب هستند چرا سروصدا کنیم؟! ما گرسنه هستیم، غذایمان را میخوریم، به اینها هم کاری نداریم، بگذار اینها خواب باشند» و خیلی هم خوشحال شدند.
- سوره نور (24) آیه 61.

