بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (2)
بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (2)
8تلمیذ: أقل ما یمکن را میتواند!
استاد: این أقل چیست؟
تلمیذ: أقل یعنی چیزی که قابل تشکیک نیست!
استاد: حالا فرض کنید که شخصی «الحمدلله» را سریع میخواند اما شخص دیگر اصلاً نمیتواند سریع بخواند. این أقل ما یمکن چه حد است؟! شما حمد و سوره را بخوانید، ببینم! یکی تا میخواهد بخواند زبانش میگیرد و نمیتواند سریع بخواند، یکی هم سریع میخواند. این ملاکی ندارد تا اینکه بگوییم: «عرفی است»، عرف چقدر میداند؟ یکدفعه میبینیم عرف شش دقیقه بهحسب ظاهر حساب کرد. صحبت در تبعاتی است که ممکن است بر این مترتّب شود. حالا فرض کنید که اگر کسی از آن «مقدارُ ما یُصَلِّي أَربَعَ رَكَعاتٍ» زودتر خواند پس دیگر نمازش باطل است؛ چون امام فرمودند که «أَربَعَ رَكَعاتٍ» وقت صلاة ظهر است، حالا تو «أَرْبَعَ رَكَعاتٍ» را در ثلاث رکعات خواندی، پس نمازت باطل است! البته این حرف را نمیتوانیم بزنیم. خلاصه این مسئله جای حرف دارد و همینطور روایت دیگر هم که شبیه همین است.
ما به این قسم میتوانیم این مطلب را توجیه کنیم که به مقداری که مصلی بخواند، حضرت در اینجا به خود او تفویض کردهاند، حالا مصلی هر کسی میخواهد باشد، واقعش هم همین است. خدا که نگفته است حتماً با سوَر صِغار نمازتان را بخوانید حتی داریم که با سور طوال هم باید بخوانیم خواندن سور طوال در نماز بهتر است اصلاً بزرگان در نمازشان ـ بهخصوص در صلاة مغرب اکثراً اینطور بود، در مورد صلاة ظهر و اینها خیلی [رایج] نبود چون اخفاتیه هست ـ من به یاد دارم که مثلاً در رکعت اول سورۀ اسراء میخواندند و در رکعت دوم سورۀ زمر میخواندند. سورۀ ص، صافات، حدید و فتح را با تکیه به صوت میخواندند.
من یک وقت نظری از بعضی آقایان دیدم بر اینکه اگر در نماز سور طوال باشد چون شخص از حالت صلاتیه خارج میشود و حالت قاری قرآن به خود میگیرد، نمازش اشکال دارد! خیلی برایم عجیب آمد که ما واقعاً چطور تفکر میکنیم؟! شخص میخواهد با خدا صحبت کند، کجا صحبت کند؟! کجا میتواند بهتر از نماز پیدا کند تا با خدا رازونیاز کند؟! مگر دکور است که میگویید: «بلند شدنش اینقدر باشد و ...»؟! مگر میخواهد ورزش کند که یک حالت فرض کنید به چپچپ و به راستراست و بلند شو و بنشین باشد؟! حرف زدن مگر غیر از صحبت کردن بهوسیلۀ قرآن است؟!

