بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (2)
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
قبلاً میخواستم از رفقا راجع به وضعیت خودم عذرخواهی کنم که هر روز الحمدلله حالمان... ! وضعیت من یک وضعیت مستقری نیست تا بتوانم پیشبینی کنم که حالم برای آمدن مساعد است. یک وقت ممکن است در عرض نیمساعت قبل از آمدن، در من احساس خستگی پیدا شود بهنحویکه نتوانم بیایم. در چنین شرایطی به ما دستور دادهاند که حرکت نکنیم و بیرون نیاییم و همینطور گفتهاند که احتمال سرماخوردگی هم نباید باشد. لذا از این نظر اگر یک وقت برنامهها بههم میخورد قبلاً عذرخواهی کرده باشم چون از ما تعهد و التزام شرعی گرفتهاند که نتوانیم مخالفت کنیم، از این نظر ما را مقید و محصور کردهاند! لذا خوب است که رفقا قبلاً مطلع باشند که دیگر بهزحمت نیفتند.
البته اندکی برنامهها و کارهای خودم را محدودتر کردهام مثلاً به رفقا گفتهام که دیگر در شب از ساعت هشت به بعد کسی منزل نیاید، یا ملاقاتهای خودمان را خیلی محدود کردهایم و از این نظر شاید کموبیش مورد اعتراض هم قرار بگیریم اما إنشاءالله که میبخشند!
تفاوت حال انسان در هر سن و شرایطی
علیٰکلّحال، حال انسان در هر سن و شرایطی اقتضایی دارد. یک وقت بود که خواب ما در بیست و چهار ساعت، سه ساعت بود بهندرت اتفاق میافتاد که سه ساعت و نیم شود. مدتها به این کیفیت بود ولی آن زمانها گذشت الآن وضعیت ما دیگر تغییر کرده است! احساس میکنم که اگر بخواهم بیش از آنچه که اقتضاء جسمی و صحّت ما است اعمال رویه کنم، دیگر وقتش نیست و لهذا اگر رفقا مطلع بشوند خوب است.
یک وقت در فکرم بود که اگر بحث و مباحثات در منزل باشد، در این صورت ممکن است تعطیلی خیلی کم باشد یا اصلاً نباشد. بعد متوجه شدم که این مسئله با دستوری که مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ به من دادند در تعارض است. لذا چند بار هم حتی تصمیم گرفته بودم که اگر رفقا زحمت بکشند در منزل باشد.

