بحث پیرامون آیه ﴿أقمِ الصلاة لِدُلوکِ الشَّمس﴾ (2)
7یکطور میتوانیم این روایت را توجیه کنیم و آن اینکه حضرت در اینجا «مِقدارُ ما یُصَلِّي أَربَعَ رَكَعاتٍ» را به عهدۀ خود آن فرد قرار دادهاند؛ این چهار رکعت را هرطوری که میخوانی، حساب است؛ یعنی یک وقت چهار رکعت میخوانی و حوصله نداری لذا ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ * ٱللَهُ ٱلصَّمَدُ﴾1 میگویی و سروته نماز را جمع میکنی! وقتی نماز ظهر را خواندی نماز عصر شروع میشود بالأخره چهار رکعت خواندهای. یک وقت هم خیلی سرحال و سر کیف هستی، در صلاة ظهر سورۀ ﴿هَلۡ أَتَىٰ﴾2 را میخوانی و در رکعت بعد هم﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡغَٰشِيَةِ﴾3 را میخوانی یا اینکه روز جمعه است و در رکعت اول سورۀ جمعه میخوانی و در رکعت بعد سورۀ منافقین میخوانی ـ در نماز ظهر روز جمعه مستحب است که حمد و سوره بلند خوانده شود و مستحب است که سورۀ جمعه و منافقین خوانده شود4 ـ خلاصه نماز را به یکی از این دو کیفیت تمام میکنید. وقتی که تمام کردید، الآن تکلیف به اتیان یعنی تحققش آمد. اگر سریع خواندید، سریع میآید اما برای کسی که سورههای طوال میخواند دیرتر میآید. الآن او نمیتواند صلاة عصر بخواند درحالیکه وقت صلاة عصر شما رسیده است، توجه میکنید؟!
اینطور میشود توجیه کرد که حضرت در اینجا نمیخواهند تعیین کنند اگر بخواهند تعیین کنند ما میمانیم؛ چون من در بعضی از تقریرات دیدهام. نمیدانم از چه کسی بود، شاید آقای شاهرودی بود، من تقریرات ایشان را دربارۀ صلاة مسافر نگاه کردم. مثلاً بهعنوان چهار دقیقه، چهار دقیقه که چیزی نیست، از کجا شما میگویید که چهار دقیقه؟! حالا بنده صلاة ظهر را در دو دقیقه میخوانم؛ صلواتهایش را حذف میکنم و تشهد را کم میکنم، از سهتا سبحانالله و الحمدلله یکی را میگویم، ـ سهتا که واجب نیست همان یکی واجب است، سهتا مستحب است ـ بالأخره ما نمیتوانیم معیار قرار بدهیم که متعارف چیست. متعارفی الآن در دست ما نیست که بخواهیم روی آن حساب کنیم. از شما سؤال میکنم: الآن متعارف اربع رکعات چند دقیقه میشود؟! پنج دقیقه، حالا اگر شخصی نماز چهار رکعتی را در سه دقیقه خواند یعنی هنوز وقت صلاة عصر برای او نیامده است و باید دو دقیقه صبر کند؟!
- سوره اخلاص (114) آیه 1 و 2.
- سوره انسان (76) آیه 1.
- سوره غاشیه (88) آیه 1.
- من لا یحضره الفقیه، ج ۱، أَبوابُ الصَّلاةِ و حُدودها، بابُ وَصفِ الصَّلاةِ مِن فَاتِحَتها إِلى خاتِمَتِها، ص ۳۰6، ح 922:
«و قد رُوِی أنّهُ یقُولُ: ”... و أفضلُ ما یُقرأُ فِی الصّلاةِ فِی الیومِ و اللّیلةِ فِی الرّكعةِ الأُولى الحمدُ و إِنّا أنزلناهُ و فِی الثّانِیةِ الحمدُ و قُل هُو الله أحدٌ إِلّا فِی صلاةِ العِشاءِ الآخِرةِ لیلة الجُمُعةِ فإِنّ الأفضل أن یُقرأ فِی الأُولى مِنها الحمدُ و سُورةُ الجُمُعةِ و فِی الثّانِیةِ الحمدُ و سبِّحِ اسم و فِی صلاةِ الغداةِ و الظُّهرِ و العصرِ یوم الجُمُعةِ فِی الأُولى الحمدُ و سُورةُ الجُمُعةِ و فِی الثّانِیةِ الحمدُ و سُورةُ المُنافِقِین و جائِزٌ أن یُقرأ فِی العِشاءِ الآخِرةِ لیلة الجُمُعةِ و صلاةِ الغداةِ و العصرِ بِغیرِ سُورةِ الجُمُعةِ و المُنافِقِین و لا یجُوزُ أن یُقرأ فِی صلاةِ الظُّهرِ یوم الجُمُعةِ بِغیرِ سُورةِ الجُمُعةِ و المُنافِقِین فإِن نسِیتهُما أو واحِدةً مِنهُما فِی صلاةِ الظُّهرِ و قرأت غیرهُما ثُمّ ذكرت فارجِع إِلى سُورةِ الجُمُعةِ و المُنافِقِین ما لم تقرأ نِصف السُّورةِ فإِن قرأت نِصف السُّورةِ فتمِّمِ السُّورة و اجعلهُما ركعتی نافِلةٍ و سلِّم فِیهِما و أعِد صلاتك بِسُورةِ الجُمُعةِ و المُنافِقِین و قد رُوِیت رُخصةٌ فِی القِراءةِ فِی صلاةِ الظُّهرِ بِغیرِ سُورةِ الجُمُعةِ و المُنافِقِین لا أستعمِلُها و لا أُفتِی بِها إِلّا فِی حالِ السّفرِ و المرضِ و خِیفةِ فوتِ حاجةٍ و فِی صلاةِ الغداةِ یوم الإِثنینِ و یوم الخمِیسِ فِی الرّكعةِ الأُولى الحمدُ و هل أتى على الإِنسانِ وَ فِی الثَّانِیَةِ الْحَمْدُ وَ هَلْ أَتاكَ حَدِیثُ الْغاشِیَةِ“ الحدیث.»

