
هدف پروردگار از خلقت انسان
تبیین مقام عبودیت
علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند رسیدن به مقام عبودیت مطلق در برابر پروردگار را هدف اصلی خلقت انسان دانسته و عمل نکردن به قرآن و سنت و پرداختن به امور دنیوی را علت عدم وصول به این کمالات میداند. ایشان راه رسیدن به این هدف را عبور از صفات نفس و تبدیل صفات سیئه به حسنه در نظر میگیرد و زاد و توشه این سفر معنوی را، توکل بر خدا و عمل به قرآن و سنت معرفی میکند. حضرت علامه یکی از نتایج این سفر سلوکی را زدوده شدن کدورتهای درونی و در نهایت، مشاهده و لمس حقایق عالم آخرت در همین دنیا میداند.
هدف پروردگار از خلقت انسان
توضیحات:
علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند رسیدن به مقام عبودیت مطلق در برابر پروردگار را هدف اصلی خلقت انسان دانسته و عمل نکردن به قرآن و سنت و پرداختن به امور دنیوی را علت عدم وصول به این کمالات میداند. ایشان راه رسیدن به این هدف را عبور از صفات نفس و تبدیل صفات سیئه به حسنه در نظر میگیرد و زاد و توشه این سفر معنوی را، توکل بر خدا و عمل به قرآن و سنت معرفی میکند. حضرت علامه یکی از نتایج این سفر سلوکی را زدوده شدن کدورتهای درونی و در نهایت، مشاهده و لمس حقایق عالم آخرت در همین دنیا میداند.
هدف پروردگار از خلقت انسان
14عبّاس گفت: ای نور چشم من! ای برادرزاده گرامی من! تو كه میدانی من مردی هستم كه پول ندارم و نمیتوانم فدیه بدهم، از طرفی هم عائلهمندم.
حضرت فرمودند: نمیشود؛ دوباره اصرار كرد، پیغمبر فرمودند: نمیشود، باید فدیه بدهی! خُب فدیهاش هم خیلی زیاد بود؛ او گفت: یا رسول اللَه! مگر تو نمیدانی كه من ندارم؟ حضرت فرمودند: داری، بده! گفت: ندارم.
حضرت فرمودند: از خانه كه خواستی بیرون بیایی، آن كیسه زر را دادی به عیالت و گفتی فلان جا بگذار، اگر من برگشتم كه خودم میدانم و اگر نه چه و چه بكن؛ حالا آن به اندازه پول فدیه تو نیست؟ كافی است.
یك مرتبه فریادش بلند شد كه: ای محمّد! چه كسی به تو گفته؟! آخر باور نمیكند، این بین خودش و زنش است، دارد از خانه بیرون میآید، آنجا یك زن بود! الآن پیغمبر از آنجا خبر میدهد؛ حضرت فرمودند: اللَه، اللَه، ربّی، ربّی، جبرئیل حبیب من، جبرئیل از طرف خدا برای من خبر آورد؛ همانجا عبّاس گفت: أشهَدُ أن لا إلَهَ إلّا اللَه و أنّكَ رَسولُ اللَه. فرستاد پولها را هم از مكّه آوردند و تحویل پیغمبر داد و آزاد شد.1
سالك نباید فكر خود را در امور جزئی و كوچك متوقّف نماید
حالا مقصود اینكه پیغمبر دارد مردم را از جهنّم خارج میكند و به بهشت میكشد ولو به سیم و سَلاسِل، این مقام رحمت واسعه رسول اللَه است، و بایستی كه مردم به بهشت بروند، مردم برای جهنّم آفریده نشدهاند، «خُلِقتُم لِلبَقاءِ لا لِلفَناءِ»،2 پیغمبر فرمود: «شما برای بقاء آفریده شدید، نه برای فناء.»
اگر فكر انسان همین فكرهای پایین باشد، همینجا گم میشود؛ و لذا میبینید كه در قرآن مجید خیلی مادّه ضلال میآید، ﴿لَفِي ضَلالٍ﴾،3 در افكارشان گم میشوند و نمیتوانند بالاتر بروند. مشركین و كفّار در ضلالند یعنی در گُمی هستند، یعنی در افكار و نیاتشان گم میشوند. و از این مرحله نمیتوانند حركت كرده و جلو بروند. مؤمنین هستند كه گم نمیشوند، و با آن نوری كه دارند بالا میروند. و هر كدام به حسب درجه و مقام خودشان، در یك جای خاصّی قرار میگیرند؛ هركه نورش بیشتر، معرفتش بیشتر، تقوایش بیشتر، پاكیاش بیشتر، جای بهتری دارد.
- بحارالأنوار، ج ١٩، ص ٢٦٥.
- غرر الحكم، ص ١٣٣.
- در قرآن مجيد ٢٧ مرتبه كلمه ضلال با عبارتى چون ﴿لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ﴾،﴿فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ﴾، ﴿فِي ضَلالٍ كَبِيرٍ﴾، ﴿ضَلالٍ وَ سُعُرٍ﴾ و ... آمده است. (محقّق)
