آیات و روایات داله بر امكان لقاء خداوند
15در جواب آنها میگوییم:
«حرفها و موهوماتشان برای پای منقل خوب است که بنشینند صحبت کنند!»
حجابِ چهرۀ جان میشود غبار تنم *** خوشا دمی که از این چهره پرده برفکنم1 این حرفها چیست؟! اینها را چه کسانی درست کردهاند؟! یک عمر زحمت میکشند، یک عمر خون دل میخورند، تازه یک چیزی میفهمند یا نمیفهمند! این حرفها حرفهای عادیست؟! حرفهای سَرسَریست؟! علم تفسیر، علم حدیث، علم فقه، علم اصول، علم کلام، علم اخلاق، تمام علمها، همۀ علوم فدای این علم است! (یعنی علم عرفان و معرفت به خدا) چون این علم، علمِ معرفت خداست، بقیّۀ علمها به عنوان مقدّمه است و برای نشان دادن راه است.
خُب، اینکه راه ائمّه و پیغمبران بوده این روشن است. حالا انسان میخواهد برسد به این خدا! ﴿ٱللَهُ نُورُ﴾ «خدا ظاهر است و ظاهر کننده» خودش فی حدّ نفسه ظاهر است و تمام موجودات هم به وجود او ظاهر میشوند. انسان باید به خدا برسد آقا چه قِسم برسد؟ چه کار کند برسد؟ این باید مشابهت پیدا کند!
شستشوئی کن و آنگه به خرابات خرام *** تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده2 خدا پاک است، آدم نجس نمیتواند برود! آدم آلوده را به حرم راه نمیدهند، به دربار پادشاه راه نمیدهند، باید تزکیه و تطهیر کند!
﴿هُوَ ٱلَّذِي بَعَثَ فِي ٱلۡأُمِّيِّۧنَ رَسُولٗا مِّنۡهُمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمۡ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ﴾3.4 پیغمبر برای این آمده که تطهیر کند، تزکیه کند! مردم مسانخه پیدا کنند با آن عالَم! شباهت پیدا کنند!
درجات و مراحل شباهت و مسانخت با حریم قدس
درجۀ اوّل شباهت «تخلیه» است. تخلیه یعنی انسان از تمام صفات زشت و نقص و توجّه به کثرات که انسان را از عالم نور و عالم اطلاق دور میکند، خودش را خالی کند. اوّل ترک معصیت کند، ترک مخالفت رضای محبوب کند. او میخواهد برود درِ خانۀ معشوق را بزند! وقتی با او دارد دشمنی میکند و مخالف رضای او را انجام میدهد، این در زدن فایده ندارد! راه اوّل تخلیه است. و لذا در همۀ روایات داریم که با وجود معصیت انسان نمیتواند راه طیّ کند؛ اوّل باید ترک معصیت کند و خود را از ناپسندیدهها خالی کند. درجۀ بعد «تحلیه» است یعنی مُتحَلّی شدن به صفات کمال. عبادت انسان خوب باشد، مستحبّات انجام بدهد، انفاق کند، صلۀ رحم کند، حجّ کند، هر کار خوبی از دستش میآید بکند. حالا که خودش را از بدیها خارج کرد، خودش را به این خوبیها متّصف کند! این درجۀ بالاتر.
- دیوان حافظ، طبع پژمان، غزل ٣٣٢.
- دیوان حافظ، طبع پژمان، غزل ٤٣١.
- سوره الجمعة (٦٢) صدر آیه ٢.
- نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٢١٣: «اوست خداوندی که در میان مردمِ درس نخوانده و در دامان مادر پرورش یافته، از خود آنها پیامبری را برانگیخت تا برای ایشان آیات خدا را تلاوت کند، و آنان را رشد و نموّ دهد و کتاب و حکمت را تعلیمشان نماید.»

