نتیجه
آیات و روایات داله بر امكان لقاء خداوند
19و ألثَمُ فاها کَی تَزولَ حرارَتی *** فَیَزدادُ ما ألقَی مِنَ الهَیَجانِ «دهان او را میبوسم که از آتش اشتیاق من یکقدری فرو نشیند، امّا همینکه لب من با او ملاقات میکند، آن آتش هیجان پیدا میکند و شعلۀ اشتیاق بیشتر میشود!»
کَأنَّ فُؤادی لَیسَ یُشفَی غَلیلُهُ *** سِوَی أن یُرَی الرّوحانِ یَتَّحِدانِ1 «آری! گویا اینکه دل من، قلب من، هیچ چیز نمیتواند او را شفا بدهد، الاّ اینکه دو روح متّحد بشوند! این شفای روح است.» و در این صورت سالکِ به سوی خدا، تا از تمام مراتب هستی خود نگذرد، و وجود خود را تسلیم خدا نکند، به مرحلۀ کمالِ معرفت و آرامش نخواهد رسید، ﴿أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ﴾.2
خداوند إنشاءاللَه همۀ ما را موفّق کند که در راه پروردگار از همۀ شوائب عالم هستی و نقائصی که ما را به ضلال و گمراهی میکشاند، به مقام معرفت خودش رهبری کند! و دست ما را در تمام نَشَئات بگیرد! و ما را به مقام فناء مطلق برساند!
بِمُحمّدٍ و آله الطّاهرین و صَلِّ عَلَی محمّدٍ و آله أجمعین
- الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج ٧، ص ١٧٩، این اشعار با عبارت «کما قال قائلهم» آمده است، که گویا مرادش از این قائل جناب شیخ محییالدّین عربی است. (محقّق)
- سوره الرّعد (١٣) ذیل آیه ٢٨.

