اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک

و لزوم استقامت در مسیر حق

15٬701

در این گفتار که مشتمل بر یکی از جلسات ملاقات حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره با اصدقاء و رفقاء می‌باشد، مطالبی پیرامون مسئله صدق در مسیر سلوک الی الله مطرح شده است. استاد در ابتدا با اشاره به مقام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و سپس رهنمودهای علامه طهرانی برای همه ادوار، به این نکته تأکید می‌کند که تنها در صورتی این رهنمودها کارساز است که انسان، صادق باشد. استاد حسینی طهرانی از لزوم استقامت در مسیر حق با وجود قلت افراد و تبعیت از حق و نه از افراد سخن گفته و در باره نقش یقین در سیر و سلوک توضیح می‌دهد. در بخش دیگری از این جلسه پربار، به روایاتی از امیرالمؤمنین و امام حسن عسکری علیهما السلام پرداخته شده است. در ضمن بیانات استاد، حکایات خواندنی از علامه طهرانی و نیز آسیب شناسی هایی از دوره مشروطه خواهی و مواضع برخی علما مطرح گردیده است.

صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک

توضیحات:

در این گفتار که مشتمل بر یکی از جلسات ملاقات حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره با اصدقاء و رفقاء می‌باشد، مطالبی پیرامون مسئله صدق در مسیر سلوک الی الله مطرح شده است. استاد در ابتدا با اشاره به مقام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و سپس رهنمودهای علامه طهرانی برای همه ادوار، به این نکته تأکید می‌کند که تنها در صورتی این رهنمودها کارساز است که انسان، صادق باشد. استاد حسینی طهرانی از لزوم استقامت در مسیر حق با وجود قلت افراد و تبعیت از حق و نه از افراد سخن گفته و در باره نقش یقین در سیر و سلوک توضیح می‌دهد. در بخش دیگری از این جلسه پربار، به روایاتی از امیرالمؤمنین و امام حسن عسکری علیهما السلام پرداخته شده است. در ضمن بیانات استاد، حکایات خواندنی از علامه طهرانی و نیز آسیب شناسی هایی از دوره مشروطه خواهی و مواضع برخی علما مطرح گردیده است.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک

15
  • مواجهۀ برخی افراد با کتب علامه طهرانی و عاقبت آن

  • مرحوم آقا چقدر کتاب نوشتند؟ چقدر افراد پذیرفتند؟ چقدر افراد گفتند این آقا آمده خودش را در مقابل فلانی و فلانی مطرح کند؟ چقدر افراد از همین معمّمین و غیر معممین آمدند و سُخریه گرفتند؟ [خودش را] ‌می‌خواهد مطرح کند یعنی چه؟! تو کتاب را بخوان، ببین حرفش درست است بپذیر، حرفش درست نیست نپذیر.

  • «نه، این آمده خودش را مطرح کند!» همان‌هایی که این حرف را زدند، همان‌ها الآن دنیا زده بر سرشان و رفتند پایین؛ همان‌ها! نوش جانت بخور! چرا؟ چون تو آن موقع هم صداقت نداشتی. آمدی حرف را با آن شخصیّت خاص خودت مقایسه کردی [گفتی] این آمده خودش را در مقابل او قرار داده پس مطرود است، پس نباید به حرفش گوش داد، پس نباید به مطالب او توجّه کرد. هیچ نرفتی با ذهن باز، با ذهن بی‌طرف بدون اینکه بخواهی [غرضی داشته باشی]، بیایی مطالب او را نگاه کنی شاید یک چیزی گیرت می‌آمد. گفتی: اینکه اینجا گفته پس معلوم است یعنی این می‌خواهد بگوید من زودتر از او این را فهمیدم. مگر می‌شود کسی زودتر از فلانی بفهمد؟! مگر می‌شود کسی زودتر از فلانی اقدام کند؟ مگر می‌شود کسی به این مطالب زودتر برسد؟ پس می‌گذاری کنار. خب چه‌کار کردی؟ یک خط خط قرمز بر سعادت خودت کشیدی، یک خط بطلان بر عمر خودت کشیدی، در چه چیزی افتادی؟ در دنیا[افتادی]! دنیا هم گاهی پشت بر زین، گهی زین به پشت! دنیا همین است. پس چرا ناراحت می‌شوی؟ همین است!

  • وقتی کسی در دنیا بیاید، دنیا یک وقتی بالاست انسان هرچه بخواهد می‌گوید، یک وقت هم دنیا می‌زند بر سر آدم، آدم را پایین می‌برد ، آن‌وقت آدم مدام داد می‌زند: «ای داد بیداد! حق کجاست؟! عدالت کجاست؟!» آقا تو خودت اول عمل نمی‌کردی. خودت همین کسی بودی که یک وقتی ایراد می‌گرفتی! حالا چه اشکال دارد؟ حالا یک مدت هم تو زیر باش، تا حالا بالا بودی حالا پایین باش. چرا؟ چون هم بالایت دنیا بود هم این [پایین بودنت] دنیاست، هر دو دنیاست.

/ 260