اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک

و لزوم استقامت در مسیر حق

15٬701

در این گفتار که مشتمل بر یکی از جلسات ملاقات حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره با اصدقاء و رفقاء می‌باشد، مطالبی پیرامون مسئله صدق در مسیر سلوک الی الله مطرح شده است. استاد در ابتدا با اشاره به مقام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و سپس رهنمودهای علامه طهرانی برای همه ادوار، به این نکته تأکید می‌کند که تنها در صورتی این رهنمودها کارساز است که انسان، صادق باشد. استاد حسینی طهرانی از لزوم استقامت در مسیر حق با وجود قلت افراد و تبعیت از حق و نه از افراد سخن گفته و در باره نقش یقین در سیر و سلوک توضیح می‌دهد. در بخش دیگری از این جلسه پربار، به روایاتی از امیرالمؤمنین و امام حسن عسکری علیهما السلام پرداخته شده است. در ضمن بیانات استاد، حکایات خواندنی از علامه طهرانی و نیز آسیب شناسی هایی از دوره مشروطه خواهی و مواضع برخی علما مطرح گردیده است.

صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک

توضیحات:

در این گفتار که مشتمل بر یکی از جلسات ملاقات حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدس الله سره با اصدقاء و رفقاء می‌باشد، مطالبی پیرامون مسئله صدق در مسیر سلوک الی الله مطرح شده است. استاد در ابتدا با اشاره به مقام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و سپس رهنمودهای علامه طهرانی برای همه ادوار، به این نکته تأکید می‌کند که تنها در صورتی این رهنمودها کارساز است که انسان، صادق باشد. استاد حسینی طهرانی از لزوم استقامت در مسیر حق با وجود قلت افراد و تبعیت از حق و نه از افراد سخن گفته و در باره نقش یقین در سیر و سلوک توضیح می‌دهد. در بخش دیگری از این جلسه پربار، به روایاتی از امیرالمؤمنین و امام حسن عسکری علیهما السلام پرداخته شده است. در ضمن بیانات استاد، حکایات خواندنی از علامه طهرانی و نیز آسیب شناسی هایی از دوره مشروطه خواهی و مواضع برخی علما مطرح گردیده است.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

صداقت مهمترین اصل در سیر و سلوک

7
  • معلوم است این تابه‌حال به ایشان گوش نمی‌داده است! به خودش گوش می‌داده است، به نفس خودش توجّه می‌کرده است! و چون کلام ولیّ خدا را موافق نمی‌دید، اعصابش بهم می‌ریخت. چون کلام ولیّ خدا را مطابق با منظور و مقصد و هدف و سیره [خودش] نمی‌دید [بهم ریخته‌بود]، اما تا دید که در یک جمله، می‌شود از این جمله در مسائل مختلف و در مطالب مختلف استفاده بشود، یک‌دفعه می‌بینی [خوشحال می‌شود]: هان! دیدی آقا همین مطلب ما را گفتند! این [حال] به خاطر چیست؟ به خاطر اینکه صداقت نیست، صداقت وجود ندارد، نفاق وجود دارد، دورویی و نیرنگ وجود دارد. توجّه می‌فرمایید؟! مطلب این است.

  • از آقا (مرحوم علامه) بالاتر دیگر کیست؟ مدام می‌خواهد مطلب را بگوید، قضیّه را بگوید که باید انسان این‌طور باشد، باید در یک چنین وضعیّتی این‌طور باشد. [ایشان] نمی‌تواند صریح بیان بکند، اگر می‌توانست، صریح می‌گفت. [لذا] با عبارات مختلف، با الحان مختلف و با تعابیر مختلف می‌خواهد آنچه را که منویّ است بگوید. اینها برای چیست؟

  • اینها برای این است که ما آمده‌ایم در کنار ولیّ خدا، ما نشسته‌ایم در کنار او ولی این نشستن فقط نشستن ظاهر است. به نحوی ننشستیم که این حضور در جان ما تأثیر بگذارد، در فکر ما تأثیر بگذارد و در ضمیر ما فرو برود و ضمیر را عوض کند، نفس را عوض کند، روح را عوض کند، آنچه را که در نیّت و منظور اوست بیاید جایگزین شود. اگر این‌طور بشود چه می‌شود؟ دائما [انسان] تغییر می‌کند، دائما عوض می‌شود.

  • لذا وقتی که مجلس تمام می‌شد می‌دیدیم بعضی‌ها یک برداشت کردند، بعضی‌ها یک برداشت دیگر کردند. او که یک حرف را زد، او که یک مطلب را گفت، پس چرا دو جور برداشت است؟ به خاطر اینکه نفاق وجود داشته است، نفاق هست، صداقت ندارد، و آثارش هم بعداً مشخص می‌شود، وقتی کسی این‌طور است بعداً معلوم است که چه خواهد شد!

/