اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عرفان چیست و عارف کیست؟

18٬207

مقاله پیش رو که حاصل یکی از جلسات مصاحبه با حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی می‌باشد در برگیرنده مطالبی مهم و کلیدی پیرامون عرفان و مبانی عرفانی می‌باشد. مرحوم استاد بعد از شنیدن سؤالی پیرامون وجه تمایز طریقه‌های مختلف عرفانی، به بیان مقدماتی برای پاسخگویی به این پرسش پرداخته است. استاد حسینی طهرانی در ابتدای کلام به این مسئله اشاره دارند که هر فردی، صلاحیت تبیین مبانی عرفانی را دارا نمی‌باشد و این مهم صرفاً از عهده کسانی برمی‌آید که این راه را عملاً پیموده باشند. ایشان در ادامه کیفیت فنای اولیای اولهی در ذات پروردگار را تبیین می‌کنند و کنار گذاشتن فلسفه و حکمت را مساوی با بستن باب فهم معارف دین می‌دانند. توضیحاتی دقیق و روشنگرانه پیرامون دلایل ایجاد انحرافات بعد از اولیای الهی و بیان نمونه‌های از کلمات درربار اولیای الهی بخش دیگری از این گفتار را شامل می‌شود. در پایان با اشاره به تفاوت افق معرفتی اولیای الهی با سایر علما مطالبی را پیرامون کیفیت شناخت حق از باطل بیان فرموده و ادامه این مباحث را به جلسات بعدی احاله می‌کنند.

عرفان چیست و عارف کیست؟

توضیحات:

مقاله پیش رو که حاصل یکی از جلسات مصاحبه با حضرت آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی می‌باشد در برگیرنده مطالبی مهم و کلیدی پیرامون عرفان و مبانی عرفانی می‌باشد. مرحوم استاد بعد از شنیدن سؤالی پیرامون وجه تمایز طریقه‌های مختلف عرفانی، به بیان مقدماتی برای پاسخگویی به این پرسش پرداخته است. استاد حسینی طهرانی در ابتدای کلام به این مسئله اشاره دارند که هر فردی، صلاحیت تبیین مبانی عرفانی را دارا نمی‌باشد و این مهم صرفاً از عهده کسانی برمی‌آید که این راه را عملاً پیموده باشند. ایشان در ادامه کیفیت فنای اولیای اولهی در ذات پروردگار را تبیین می‌کنند و کنار گذاشتن فلسفه و حکمت را مساوی با بستن باب فهم معارف دین می‌دانند. توضیحاتی دقیق و روشنگرانه پیرامون دلایل ایجاد انحرافات بعد از اولیای الهی و بیان نمونه‌های از کلمات درربار اولیای الهی بخش دیگری از این گفتار را شامل می‌شود. در پایان با اشاره به تفاوت افق معرفتی اولیای الهی با سایر علما مطالبی را پیرامون کیفیت شناخت حق از باطل بیان فرموده و ادامه این مباحث را به جلسات بعدی احاله می‌کنند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

عرفان چیست و عارف کیست؟

6
  • من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر***من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش1
  • این جمله کاملاً واقعیتی را که یک عارف در آن واقعیت سیر و زندگی می‌کند و با تمام وجودش آن واقعیت را لمس می‌کند، می‌رساند. چگونه ما می‌توانیم برای حالات اولیای خدا واژه‌ای بیان کنیم درحالی‌که واضع لغت اصلاً نمی‌داند که در آن افق چه خبر است تا اینکه لغتی برای او بتواند وضع کند.

  • عدم امکان شناخت اولیای الهی برای انسان‌های عادی

  • الآن چیزهایی که در مقابل ما هستند، چیزهایی است که ما آنها را دیدیم مشاهده کردیم و برای هر کدام از آنها هم یک کلمه‌ای را قرار می‌دهیم. از این کلمات در ارتباطات و مراوده استفاده می‌کنیم؛ ولی از مطالبی که برای ما مجهول است، برای ما مخفی است، برای ما مبهم است، ما از آن مطالب چگونه پرده برداریم؟! این ممتنع و محال است. لذا افرادی که دربارۀ این قِسم از اولیای الهی [صحبت می‌کنند، نمی‌توانندمطلب را آن‌طور که هست بیان کنند.]

  • [البته] افراد صالحی ممکن است باشند، که از اهل معرفت و از صلحا و از متقین و اهل حال و اهل دل و کشف و شهود ـ در مراتب مختلفۀ کشف و شهود ـ باشند و انسان بتواند با اطلاعی که دارد، با تتبّعی که دارد، با آگاهی که دارد نسبت به مبانی فلسفی، مبانی اخلاق، مبانی عرفان نظری تا حدودی پی ببرد، که این مسائل در چه دایره‌ای دورمی‌زند و در چه حیطه‌ای هست. زیرا اکثر این مسائل در محدودۀ صورت مثالی است. و صورت مثالی، عالم مافوق عالم ماده است که به عنوان عالم علیّت نسبت به عالم ماده و در بطن ماده است و کم و بیش هم همۀ ما نسبت به این مطالب اطلاعات مختصری داریم. حالا یکی در خواب، یکی در مکاشفه، یکی در الهام، یک در بعضی از انواع حالاتی که برای او حاصل می‌شود، می‌دانیم که یک خبرهایی هست. اما بالاتر از این مرتبه که از آن تعبیر به ملکوت می‌آورند که به جنبۀ معنا و بالاتر برمی‌گردد، از او که دیگر در آنجا حتّی معنا هم وحدت و جمعیت پیدا می‌کند و اصلاً کلماتی است که این کلمات شاید برای بعضی حکم طنز را داشته باشد و نتوانند آنچنان‌که باید و شاید نسبت به این مسائل اطّلاع پیدا بکنند، [درباره آن عالم] ما نمی‌توانیم [حرفی بزنیم]. امکان ندارد. تواضع و فروتنی نیست. محال است که شخصیتی مانند بنده بتواند که از حالات و خصوصیّات مرحوم والدم حضرت علاّمه طهرانی صحبت کند؛ با اینکه بنده چهل سال با ایشان بودم یا اینکه با استاد ایشان مرحوم حدّاد ـ بنده چندبار به‌طور متفاوت ایشان را دیدم البتّه بنده در سنین نوجوانی حدود هفده سالم بود و دیگر موفّق نشدم ایشان را زیارت کنم ـ با ایشان بودم و بنده صحبت‌های ایشان را شنیدم و مطالب ایشان را درک کردم و الآن که بر آنها مرور می‌کنم می‌بینم که اصلاً مسئله یک اختلاف ماهوی دارد؛ یعنی افق ما با افق مدرکات ایشان یک اختلاف ماهوی است.

    1. . منسوب به شمس تبریزی.
/