اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فعلیت استعدادهای انسان در مکتب عرفان

تبیین هدف از زندگی و برتری مقام انسان بر ملائکه

14٬655

در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، مکتب عرفان را تنها مسیری معرفی می‌کنند که می‌تواند استعدادهای نهفتۀ انسان را به فعلیت برساند. ایشان در ابتدا با معرفی آخوند ملاحسین‌قلی همدانی و شاگردانشان، این سلسله را مکتبی متمایز از سایر مدعیان ارشاد معنوی معرفی می‌کنند. سپس با طرح سؤالِ «هدف از زندگی چیست؟» و ذکر نمونه‌هایی از دل‌خوشی‌های پوچ عموم مردم، تفاوت عمیق سطح فکر اولیاءالهی با سایرین را به تصویر می‌کشند. در ادامه بیان می‌کنند که فلسفۀ سجدۀ ملائکه به آدم، وجودِ «روح ذات پروردگار» در انسان است؛ و با این «نفحۀ روح الهی»، انسان از تمام موجودات، حتی جبرئیل فراتر می‌رود. ایشان این «روحِ» در انسان را به گوهری در صندوق تشبیه می‌کنند که انسان در دنیا وظیفه دارد به حقیقت و واقعیتِ آن پی ببرَد و با این کار، استعداد خود را به فعلیت تبدیل کند. در پایان می‌فرمایند هر مکتبی که بتواند همۀ استعدادهای نهفته در وجود آدمی را به فعلیت برساند، مکتب حق است.

فعلیت استعدادهای انسان در مکتب عرفان

توضیحات:

در این جلسه، آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، مکتب عرفان را تنها مسیری معرفی می‌کنند که می‌تواند استعدادهای نهفتۀ انسان را به فعلیت برساند. ایشان در ابتدا با معرفی آخوند ملاحسین‌قلی همدانی و شاگردانشان، این سلسله را مکتبی متمایز از سایر مدعیان ارشاد معنوی معرفی می‌کنند. سپس با طرح سؤالِ «هدف از زندگی چیست؟» و ذکر نمونه‌هایی از دل‌خوشی‌های پوچ عموم مردم، تفاوت عمیق سطح فکر اولیاءالهی با سایرین را به تصویر می‌کشند. در ادامه بیان می‌کنند که فلسفۀ سجدۀ ملائکه به آدم، وجودِ «روح ذات پروردگار» در انسان است؛ و با این «نفحۀ روح الهی»، انسان از تمام موجودات، حتی جبرئیل فراتر می‌رود. ایشان این «روحِ» در انسان را به گوهری در صندوق تشبیه می‌کنند که انسان در دنیا وظیفه دارد به حقیقت و واقعیتِ آن پی ببرَد و با این کار، استعداد خود را به فعلیت تبدیل کند. در پایان می‌فرمایند هر مکتبی که بتواند همۀ استعدادهای نهفته در وجود آدمی را به فعلیت برساند، مکتب حق است.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

فعلیت استعدادهای انسان در مکتب عرفان

16
  • آیا حرف شما با حرف فلان آقایی که فرض کنید که دو سال پیش این حرف را زده، مخالف است؟ خب باشد. این به‌خاطر این است که ما «إعرفِ الحقّ» را نفهمیده‌ایم؛ ما این کلامِ امیرالمؤمنین را نفهمیدیم. آقا! کلامِ امیرالمؤمنین فقط به نهج‌البلاغه و پُز دادن به اینکه ما نهج‌البلاغه داریم، نیست؛ به عملش است. خب این [إعرف الحق تعرف أهله] هم یکی، بسم‌الله! چرا عمل نمی‌کنی؟! وقتی که حضرت می‌فرماید: «إعرِفِ الحَقَّ تَعرِف أهلَه»، حق را اوّل باید بشناسی. تو قبل از اینکه بیایی فکر کنی من چه می‌گویم [می‌گویی چرا حرف شما مخالف فلانی است]؟ بیا حرف من را رد کن؛ این حرف من است. اصلاً یکی روی دیوار یک حرفی نوشته و رفته. خب، شما باید به این نگاه بکنی که این چیست، چه گفته و چه منظوری داشته، یا اینکه بگویی «حرف این با حرف آن مخالف است، پس پاکش کن»؟! اینکه نشد که! اینکه مخالف [کلام امیرالمؤمنین] درآمد. پس با علی چه پُزی داری می‌دهی؟! چه پُزی با نهج‌ البلاغه داری می‌دهی؟! چه افتخاری داری می‌کنی به این‌که رهبرانِ ما این هستند، لوادارانِ ما این هستند، کتبشان این است، احادیثشان این است، در دنیا نمی‌دانم سازمان ملل و [اینها باید از آنان تبعیت کنند]؟! تمامِ اینها چیست؟ خب خودِ ما عمل نمی‌کنیم، آقا! خودِ ما اینجا می‌لنگیم.

  • «إعرفِ الباطلَ تعرف أهلَه.» بنشین، فکر کن، شاید حرفِ من بر حرفِ آن شخص ترجیح دارد. [اگر چنین بود] بپذیر! [اگر این‌طور بود] باید بپذیری؛ اگر نپذیری دیوانه هستی! عقلت را کنار گذاشته‌ای، به‌جای عقل احساساتت را آورده‌ای حاکم کرده‌ای. پس تو با آن حیوان چه فرقی می‌کنی؟! آن کسی که عقلش را کنار بگذارد، [دیوانه است].

  • الآن بنده می‌گویم فرض کنید شخصی مریض است و نیاز به یک عمل دارد، تحقیق می‌کند، تفحّص1 می‌کند، [به او] می‌گویند: «الآن بهترین طبیب و متخصص در این قضیّه، فلان شخص است.» آن [دکتر] می‌آید و می‌گوید: «این قلبِ تو نیاز به عمل ندارد؛ اگر عمل بکنی در اینجا برای تو خطر پیدا می‌شود، [لذا] باید با دارو مدارا کنی و این کارها را انجام بدهی». حالا فرض کنید [آن شخص] می‌رود به یک طبیبی که سرِ کوچه‌اش [مطب] «داخلی و اطفال» زده، [از اینهایی] که سرِ هر کوچه‌ای چند تا پیدا می‌شود [مراجعه می‌کند و این دکتر] می‌گوید: «نه آقا! باید قلبت را عمل کنی؛ بیا خودم الآن در بیمارستان عمل می‌کنم»؛ [او] می‌گوید: «آقا این راست می‌گوید!» این کیست؟! این دیوانه است! دیوانه است دیگر! این دیگر انسان نیست.

    1. تفحّص: جست‌وجو و بررسیِ دقیق. (محقق)
/ 260