اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

همه موجودات عالم هستى آیات پروردگارند

شرح دو برهان قرآنی: حصر صفات کمالیه و آیه بودن تمام موجودات

23٬627
جلسات

ارائه دو برهان قرآنی برای اثبات امکان لقاء الله (ملاقات با خدا) موضوع اصلی پنجمین سخنرانی از مجموعۀ تفاسیر آیه نور حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) است که در ٢٢ رجب، سال ١٣٩٦ هجری قمری ایراد شده است. برهان اول بر حصر صفات کمالیه در خداوند استوار است. طبق آیات قرآن، صفاتی چون حیات، علم و قدرت منحصراً از آنِ خداست. بنابراین، حیاتی که در مخلوقات دیده می‌شود، در حقیقت تجلی و ظهور همان حیات واحد الهی است. در نتیجه، مشاهدۀ هر صفت کمالی در عالم، به معنای مشاهدۀ تجلی خداوند است. برهان دوم، تمام موجودات عالم را آیات و آیینه‌های الهی معرفی می‌کند. «آیه» چیزی است که از خود هویتی ندارد و تنها «غیر» را نشان می‌دهد. قرآن آسمان، زمین، انسان و تمام پدیده‌ها را آیات الهی می‌داند. بنابراین، نگاه صحیح به عالم (نگاه آینه‌ای) نگریستن به آیینه‌ها برای دیدن صاحب آیینه‌ها، یعنی خداوند است.

همه موجودات عالم هستى آیات پروردگارند

توضیحات:

ارائه دو برهان قرآنی برای اثبات امکان لقاء الله (ملاقات با خدا) موضوع اصلی پنجمین سخنرانی از مجموعۀ تفاسیر آیه نور حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) است که در ٢٢ رجب، سال ١٣٩٦ هجری قمری ایراد شده است. برهان اول بر حصر صفات کمالیه در خداوند استوار است. طبق آیات قرآن، صفاتی چون حیات، علم و قدرت منحصراً از آنِ خداست. بنابراین، حیاتی که در مخلوقات دیده می‌شود، در حقیقت تجلی و ظهور همان حیات واحد الهی است. در نتیجه، مشاهدۀ هر صفت کمالی در عالم، به معنای مشاهدۀ تجلی خداوند است. برهان دوم، تمام موجودات عالم را آیات و آیینه‌های الهی معرفی می‌کند. «آیه» چیزی است که از خود هویتی ندارد و تنها «غیر» را نشان می‌دهد. قرآن آسمان، زمین، انسان و تمام پدیده‌ها را آیات الهی می‌داند. بنابراین، نگاه صحیح به عالم (نگاه آینه‌ای) نگریستن به آیینه‌ها برای دیدن صاحب آیینه‌ها، یعنی خداوند است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

همه موجودات عالم هستى آیات پروردگارند

5
  • قیّوم، که هر موجودی به موجود دیگر قائم است، آن موجودِ قیّوم، خداست. این پنکه که الآن دارد به این سقف می‌گردد، به سقف قائم است؛ این سقف به این دیوارها قائمند؛ این آقائی که اینجا نشسته و تکیه داده، به آن دیوار قائم است؛ این بچّه‌ای که تکیه داده به زانوی این شخص، به او قائم است؛ هرکس به یک چیزی قائم است. الآن ما به وجود خودمان قائم هستیم؛ این قیام‌ها، قیام به حقّ است، و آن کسی که قیّوم همۀ موجودات است، او حقّ است. پس این موجودات، موجودات مُستقلّه نیستند و بر پای خود استوار نیستند. آن قیّومی که تمام این قیام‌ها به او مربوط است، خداست. پس در عالم یک قیّوم بیشتر نیست، و همۀ این قیّوم‌های متعدّد، را باید دور ریخت، آن قیّوم خداست.

  • چشم باز کن و ببین تمام موجودات به او قائمند. همین‌طوری که حضرت یوسف در زندان به دو رفیق زندانی خود گفت: ﴿ءَأَرۡبَابٞ مُّتَفَرِّقُونَ خَيۡرٌ أَمِ ٱللَهُ ٱلۡوَٰحِدُ ٱلۡقَهَّارُ﴾،1 «آیا این خدایان متفرّق از افراد بَشری که انسان به آنها اتّکاء می‌کند و از ‌آنها التماس می‌کند، و متفرّقند و مُتشتّتند و آراء مختلف دارند، بهترند یا خدایِ واحدِ قهّاری که قهرش و سیطرۀ جلالش عالم را گرفته و تمام موجودات را مُندَکّ در عظمت و جلال خود کرده؟» پس در عالم، قیّوم غیر از خدا نیست؛ زنده غیر از خدا نیست.

  • بازگشت همۀ حمد و ستایش‌ها به خداوند 

  • از طرف دیگر در اذکار داریم: ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾، در قرآن مجید، در بسیاری از جاها داریم: ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾2 در یک جا داریم ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾3 در اینجا هم الف و لام، الف و لامِ جنس است، و حملِ خبری که دارای الف و لام باشد بر مبتدا، یا مبتدائی که دارای الف و لام باشد، افادۀ حصر می‌کند. ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾ یعنی جنس حمد منحصر به خداست.

  • حمد یعنی ستایش، تعریف. انسان این تعریف‌هائی که از این موجودات می‌کند؛ ما شب و روز مشغول تعریف و تمجیدیم؛ به‌به عجب هوای بهاری! عجب نسیم جان بخشی! عجب خورشید دل افروزی! عجب ماه شب افروزی! عجب درخت سَروی! عجب آب زلالی! انسان در کنار جویبار نشسته، چشم خود را بر این مناظر عالم از کوهستان‌ها و مناظر عجیب و غریب می‌اندازد و مشغول تعریف می‌شود؛ جمال انسان، کمال انسان، قَدِ رَعنا، قَدِ سَرو، چشم آهوئی، کمال علمی، فلان کس دارای فلان فنّ است؛ عجب آدم خوبی است! عجب کمالی دارد! اینها همه‌اش تمجید است که ما می‌کنیم. یک مرغ را انسان می‌گذارد جلویش، تماشا می‌کند، منقارش چطور است؟ مَعده‌اش چطور است؟ کَبِدش چطور است؟ پایش چطور است؟ چه قسم می‌خواند؟ چه قسم بچّه می‌آورد؟ اینها همه‌اش حمد است. همۀ این حمدهائی که می‌کنیم، این حمدها، همه‌اش مال خداست.

    1. سوره یوسف (١٢) ذیل آیه ٣٩.
    2. سوره الفاتحة (١) صدر آیه ٢.
    3. سوره الجاثیة (٤٥) قسمتی از آیه ٣٦.
/