
همه موجودات عالم هستى آیات پروردگارند
همه موجودات عالم هستى آیات پروردگارند
20پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم رسید به آن مقامی که خداوند آن آیینۀ کبری را به او نشان داد؛ یعنی وجود او را در اسم أعظم و اوّلین تجلّی و در مقام أحدیّت مندکّ و محو کرد؛ و از نقطۀ نظر مقام واحدیّت، آن آیینه خدا را نشان میدهد، یعنی ذات مقدّس پروردگار را؛ در آن ذات فانی شد، و در مقام بقاء به اسم واحدیّت متحقّق شد، که تمام موجودات و این آیات همه در آن اسم مندکّ است. آن آیینه از طرفی ذات را نشان میدهد و از طرفی در آن آیینه و در آن اسم تمام این آیینهها و تمام این آیات مندکّ است. و عجیب آیهای است ﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ﴾.
انسان باید به سوی خدا حرکت کند تا از تمام مراتب هستی بگذرد
خُب! پس بنابراین ما امشب از این دو طریق استدلال کردیم که قرآن مجید بالصّراحه میگوید: لقاء خدا هست: یکی از ناحیه آیات و نشانهها؛ یکی از ناحیه همان آیاتی که دلالت میکرد بر انحصار سمع و بصر و علم و قدرت و ... در ذات مقدّس پروردگار؛ که بایستی انسان در مقام علم و عمل یک کمی حرکت بکند تا اینکه کمکم به حول و قوّۀ خدا جنبههای خودبینی از او بیرون برود و جنبههای خدا بینی پیدا بشود.
حقّ بین نظری باید، تا روی تو را بیند *** *** چشمی که بوَد خود بین، کی روی تو را بیند1 هرچه از خودبینی کم بشود به خدا بینی اضافه میشود، وهر چه به خودبینی اضافه بشود جنبۀ آیتیّت کم میشود، انسان خدا را نمیبیند. شما آیینۀ خیلی خوب را دست بگیر و خرابش کن، پشت جیوهاش را چیزی بمال و خراش بده، اینقدر در این آیینه خطوط نامناسبی پیدا میشود که شما بعضی اوقات صورت خود را نگاه میکنید وحشت میکنید، آیینه را زمین میزنید، میشکنید، آیینه دیگر نیست. انسان هم در اثر معصیت همینطور میشود، آنقدر جنبۀ خودبینی و استکبار و استقلالش زیاد میشود، که دیگر نمیتواند خدا را نشان بدهد، امّا در جنبۀ طاعت اگر برود جلو، این خودبینیاش کم میشود و خدابین میشود.
- دیوان اشعار سید عماد الدین نسیمی.
