براى شناخت خدا باید از غیر خدا چشم فرو بست
14ابوعلی سینا: «جَلَّ جَنابُ الحَقِّ أن یَکونَ شَریعَةً لکُلِّ وارِدٍ«
ابن سینا کتابی دارد به نام اشارات و مجموع این کتاب ده نَمَط است. نمطِ نُهُم آن در مقامات و احوال عارفین است، و آنجا خیلی مطالب گفته و مرحوم خواجه نصیرالدّین طوسی إشارات را شرح کرده، فخرالدّین رازی هم شرح کرده؛ البتّه شرح خواجه بسیار شرح خوبی است، ولی آنطوری که باید و شاید از عهدۀ شرح نَمَط نهم بوعلی سینا برنیامده و حقّش این است که یک شرح خیلی خوب بر نمط نهم همین کتاب نوشته بشود. علی کلّ تقدیر، بوعلی جملهای در همین نمط نهم دارد، میگوید:
”جَلَّ جَنابُ الحَقِّ أن یَکونَ شَریعَةً لِکُلِّ وارِدٍ أو یَطَّلِعَ عَلَیه إلّا واحِدٌ بَعدَ واحِدٍ.“1
«شریعة» آن راهی است که برای رودخانه قرار میدهند، مردم بروند آب بردارند. رودخانههای بزرگ مثل رود دجله، فرات، کارون، مردم که از همه جا نمیتوانند آب بردارند؛ بعضی اوقات رودخانه ده متر پائینتر از زمین است، بعضی اوقات آب بالاتر میآید. لذا کنار رودخانه را مقداری شیب میدهند و پلّه میدهند، مردم میروند از آنجا آب برمیدارند بالا میآیند. این را «شریعة» میگویند.
میفرماید: «جناب پروردگار تبارک و تعالی بزرگتر است از آنکه شریعه بشود برای هر واردی.» هرکس میخواهد دست بزند به خدا، زود دستش به خدا برسد؛ هرکس بیاید کتابی بنویسد و خدا را معرّفی کند؛ علماء مادّی خدا را یک قسم معرّفی میکنند، علماء الَهی یک قسم معرّفی میکنند، هرکس دارای یک مکتب و مذهبی است، و یک قسم خدا را معرّفی میکند؛ یکی خدا را کور معرّفی میکند، یکی کَر معرّفی میکند، یکی جاهل معرّفی میکند، یکی مرده معرّفی میکند، یکی میگوید: بعضی اوقات زنده میشود، بعضی اوقات میمیرد. همین خودمان که خدا را معرّفی میکنیم، چقدر معرّفی میکنیم؟!
عرض شد در چند جلسۀ قبل که این عقیدهای که غالباً مردم عامّی دارند، عقیدۀ تفویضی است، میگویند: خدا به ما قدرتی داده، ما داریم کار میکنیم؛ علم و قدرتی به ما داد، مثل ساعتی را که کوک میکنند و او خود به خود کار میکند و زنگ میزند، ما داریم کار میکنیم؛ حساب و کتابی هم هست؛ این عین تفویض است و خدا را از عالمِ وجود کنار زدن، و این مخالف با صراحت آیات قرآن و حقیقت است؛ خدا با هر موجودی هست، در هر حال هست؛ ﴿لَا تَأۡخُذُهُۥ سِنَةٞ وَلَا نَوۡمٞ﴾2.﴿وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ﴾،3 اینطور است خدا.
- شرح الإشارات و التنبیهات، ج ٣، ص ٣٩٤.
- سوره البقرة (٢) قسمتی از آیه ٢٥٥.
- سوره الحدید (٥٧) قسمتی از آیه ٤.

