براى شناخت خدا باید از غیر خدا چشم فرو بست
15علی کلّ تقدیر، بوعلی میگوید: «جناب حقّ بالاتر و أجلّ است از اینکه شریعۀ هر واردی بشود و هرکس بخواهد خود را به این معدن و به این آب نزدیک کند، آسان باشد، نه اینطور نیست؛ بعد خود آن افرادی که این اطّلاع را پیدا میکنند واحداً بعدَ واحد، یکی میتواند از این راه برود و دستش را به آب برساند، همینطور یکی پس از دیگری بالا می آید.» مسأله اینطوری است.
شیخ شهاب الدّین سهروردی: «نَواحِ القُدس دارٌ لایَطَؤُها الجاهِلونَ«
شیخ شهاب الدّین سهروردی که از حکمای بزرگ اسلام و از الهیّین است و کتابی دارد به نام: حکمةُ الإشراق و در عرفان هم قدمهای راسخی دارد و مرد مرتاضی هم هست. وی حکیم مقتول است که به گناه همین توحید او را کُشتَند. مکتب خیلی مهمّی هم دارد. شیخ شهاب الدّین میگوید:
”الفِکرُ فی صورَةٍ قُدسیَّةٍ یُتَلَبَّسُ بِها طالِبُ الأریَحیَّة، و نَواحِ القُدس دارٌ لایَطَؤُها الجاهِلونَ، و حَرامٌ عَلَی الأجسادِ المُظلِمَةِ أن تَلِجَ مَلَکوتَ السَّماوات؛ فَوَحِّدِ اللَه و أنتَ بِتَعظیمِهِ مَلَآن، و اذکُرهُ و أنتَ مِن مَلابِسِ الأکوانِ عُریان، و لَو کانَت فی الوُجودِ الشَّمسان لانطَمَسَتِ الأَرکان و أبَی النِّظام أن یَکونَ غَیرَ ما کان.“1
أریَحِیَّة را در أقربُ المَوارد اینطور معنا میکند: افرادی که اهل بذل هستند، اهل سخاوت هستند و اهل عطاء هستند و پول خرج میکنند و مهمانی میکنند، وقتی اینها مهمانی نکردند مثل اینکه یک باری روی سینه است، وقتی سور را داد و مهمانی کرد یک حال نشاطی پیدا میکند، آن را میگویند: أریَحِیَّة؛ آن حال خفّت و سبکی که بعد از بذل پیدا میشود.
میگوید: «فکر، (یعنی معارف الَهی) یک صورت قدسی و ملکوتی دارد، که خداوند علیّ أعلیٰ عنایت میکند به آن افرادی که طالبِ أریَحِیَّة هستند؛ (یعنی میخواهند خود را ببازند، وجودِ خود را از تعیّن خالی کنند، لباس خود را از این عالم مادّه در بیاورند، و تمام شوائب هستی خود را بریزند و در حرم پروردگار وارد بشوند؛ آن فکر و معارف پروردگار، از طرف پروردگار بر اینها افاضه میشود.)
- وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، ابن خلّکان، ج ٦، ص ٢٧٠، به نقل از شیخ شهاب الدّین سهروردی.

