سیروسلوک، راه ذلت و تواضع
17این اظهارات موجب میشود که دیگران [دچار شبهه شوند]. ما یک مسئله مربوط به خود داریم و یک مسئله هم در ارتباط با دیگران داریم؛ آن مسئله، مسئلۀ مهم است. افراد دیگر متوجه این مطالب نیستند. حالا یا میگویند اینطرفی یا میگویند آنطرفی؛ هر دویش غلط است. تقلید این است که انسان دین خودش را بینه و بینالله قرار دهد و حجت داشته باشد. اما افشای این قضیه، مسئله ایجاد میکند.
این راه، راه سلوک نیست. راه سلوک این است که انسان در حرکتش آرامش داشته باشد؛ موج ایجاد نکند.
راه، این است. مرام و مکتب آقا این بود. میدانید چرا آقا در کارشان موفّق شدند؟ بهخاطر اینکه این بود؛ به ما این را میگفتند. یک دفعه خیلی وقت پیش به من میگفتند: «فلانی! تو در کارت نمیتوانی موفق شوی؛ چون میخواهی آنچه را که داری، به همه بگویی. نگو! برای خودت نگه دار!» به تو چه مربوط است فلان کس اینطوری میکند؟! مگر تو وکیل او هستی؟! مگر قیّم او هستی؟! مگر کسی تو را مأمور کرده این حرف را به او بزنی؟! اگر مأمورت کردند، برو بگو. اگر مأمورت نکردند، نگو!
یکوقت در زمان شاه ساواک آقا را گرفت. یک نامه آمد برای ایشان از طرف [ساواک]. آن موقع صدر بلاغی در مسجد قائم منبر میرفت. صدر بلاغی فوت کرد. منبری خیلی بلیغی بود؛ واقعاً بلیغ بود. خیلی قشنگ صحبت میکرد. جملاتش خیلی بلیغ، و سیاسی هم حرف میزد؛ صحبتهایش سیاسی بود. در آن جریانات سال ۴۲، این صدر بلاغی خیلی نقش داشت. آقا او را خیلی در مسجد دعوت میکردند. آذری قمی را دعوت میکردند، صدر بلاغی را دعوت میکردند و خیلیها بودند؛ این صدر بلاغی از همه بیشتر بود و خیلی قشنگ صحبت میکرد. خلاصه چنان حسابی شاه را کنار میگذاشت که [آدم متعجب میشد]. ولی یک عیب داشت، حالا دیگر [نمیگوییم]. فَاذْکُروا مَوتاکُم بِالخَیر.1
ایشان در آن موقع مسجد قائم صحبت میکرد. آمدند یک نامه فرستادند برای آقا که سازمان امنیت شما را میخواهد. بعد خب آقا هم دیگر آن موقع برنامههایشان و کارهایشان معلوم بود [که چه بود. لذا] به نظرشان رسید شاید قضایای ارتباطاتشان با آقای خمینی و اینها لو رفته باشد. آن موقع احساس خطری کردند؛ لذا وصیتی هم نوشتند و خلاصه توصیهای کردند و آن شب رفتند. ما آن موقع خیلی کوچک بودیم. من هفتهشت سالم بود؛ کلاس اول یا دوم ابتدایی بودم. رفتند و نصف شب هم برگشتند. ظاهراً همانها آوردندشان دمِ منزل. بعد گفتند:
- . این عبارت مشهور با این لفظ در منابع حدیثی نیامده است ولی مشابه آن بهصورت مرسل در منابع شیعی نقل شده است؛ در عوالي اللئالي، ج 1، ص 439 آمده:
«قَالَ صلی الله علیه و آله: اذْكُرُوا مَحَاسِنَ مَوْتَاكُمْ. وَ عَنْهُ صلی الله علیه و آله: لَا تَقُولُوا فِي أَمْوَاتِكُمْ إِلَّا خَيْراً.»
همچنین علامۀ مجلسی این دو حدیث را در مرآة العقول، ج 10، ص 429 از امیرالمومنین علیه السلام مرسلاً نقل کردهاند.
در منابع اهل سنت در سنن أبی داود، ج 4، ص 2089 با سند ضعیف اینطور آمده:
« قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ: اذْكُرُوا مَحَاسِنَ مَوْتَاكُمْ، وَ كُفُّوا عَنْ مَسَاوِيهِمْ.»
- . این عبارت مشهور با این لفظ در منابع حدیثی نیامده است ولی مشابه آن بهصورت مرسل در منابع شیعی نقل شده است؛ در عوالي اللئالي، ج 1، ص 439 آمده:

