سیروسلوک، راه ذلت و تواضع
20و این هم به شما عرض کنم و بهعنوان سند به شما بگویم: یک روز صحبتی بین من و بین پدربزرگ (مرحوم حاج آقا معین شیرازی) شد. من گفتم: «مو گذاشتن سنت است.» او میگفت: «نهخیر آقا، علما فلان بودند، سرشان را [میتراشیدند].» [گفتم:] «ما چهارده امام داریم؛ تمام شد و رفت!» من داشتم میشنیدم در مشهد در این اتاق حاج آقا معین با مرحوم آقا صحبت میکنند که مو گذاشتن [بر خلاف سنت است]. مرحوم آقا میفرمودند: «نهخیر، سنت، مو گذاشتن است ولی الآن بر طبق مصالح ما میگوییم بزن!» [این] عین حرف آقا بود که الآن هم قضیّه همان است! همین که ما میگوییم؛ مثلاً [بهمصلحت] میگوییم که مو زیاد بلند نباشد.
من این مطلب را هم گفتم که برای من هنوز حرمت نوشابههایی که در ایران یا در خارج هست، ثابت نشده است. نمیگویم حلال است و نمیگویم الکل ندارد؛ آن یک حرف دیگر است. [بلکه] الکل داشتنش ثابت نشده است. ثابت نشده که از مادۀ لوزالمعدۀ خوک و امثالذلک ـ اینطور که شنیدهام ـ در این نوشابهها و کولاها هست. چون از اول نظر من این بوده است که تا بهنحوی که یقین پیدا نکنم تحقیق کافی نکنم، نمیتوانم فتوا بدهم. فتوا به این راحتی نیست که یک مجتهد [بر اساس] یک مقاله در روزنامه فتوا بدهد! یعنی اینقدر آبکی است؟! اینکه نمیشود؛ من نمیتوانم این کار را انجام دهم.
حضرت آقا [علامۀ طهرانی] سلاماللهعلیه براساس منش و دید خودشان آن حرف را زدند. و به نظر من ایشان تا آخر فتوا ندادند؛ میگفتند: «من از فلان دکتر شنیدم که آنچه کولا دارد چه است!»1 اما اینکه بگویند: «آقا نخور! خوردن حرام است»، من یکی از ایشان نشنیدهام؛ حالا ممکن است دیگران شنیده باشند. بر فرض اگر اینطور بوده، ایشان آن حرفی که زدند در زمان خودشان و براساس ادراکات خودشان بوده است؛ ما که مکلف نیستیم که به آن ادله و نتایج فقهیِ ایشان عمل کنیم.
- . مطلع انوار، ج11، ص 437 و 438.

