اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت و ظهور توحید

شرح و تفسیر آیه وإذ قال إبراهيم رب اجعل هذا البلد آمنا واجنبني وبني أن نعبد الأصنام

0
جلسات
نسخه عربی

حقیقت و ظهور توحید

14
  • ولایت، حقیقت توحید

  • آقا می‌فرمودند: «در این مرحله من دیدم که چطور تمام افراد از اطراف و اکناف می‌آیند و تمام حرکت اینها به دور ولایت است!» یعنی وقتی انسان متوجه حقیقت توحید می‌شود، آن‌وقت در مقام نزول، خود آن توحید می‌آید و آن نحوۀ نزول مراتب اسماء و صفات را برای انسان کشف می‌کند.

  • معنای آیۀ ﴿رَبِّ اجعل هَٰذَا البلد ءامنا﴾

  • نباید انسان در آنجا از پایین به بالا برود! آنجا باید توجه به توحید داشت و بعد بیاید پایین. ﴿رَبِّ ٱجۡعَلۡ هَٰذَا ٱلۡبَلَدَ ءَامِنٗا﴾ یعنی این؛ یعنی خدایا تو این حریم مکه را ـ که البتّه در روایات تعبیر به مقام ولایت شده ـ بلد امن قرار بده و نگذار ما در این حریم امن، غیر از تعلق به ذات خودت هیچ‌گونه صنمی را [در دل داشته باشیم] که موجب شود تا ما از تو و از توجه به ذات تو منصرف شویم! اینجا را جایی قرار بده که تمام واسطه‌ها دیگر حذف می‌شود.

  • ظهور توحید و رفع تمایزات در حج

  • لذا در مظاهرش پیداست دیگر: انسان باید لباسش را دربیاورد، زینتش را دربیاورد، سرش را برهنه کند، فقط دو تا لباس و پارچۀ سفید بیندازد. اینها همه‌اش به‌خاطر این است که از همه‌گونه تعلقات بیرون بیاید. شما اگر در آنجا یک آیةالله هشتاد سال سن را با یک پیرمرد سُنّیِ ریش‌داری که از ترکیه آمده بغل هم بگذارید و نگاه کنید، فرقش را نمی‌بینید. دیده‌اید اینهایی که از ترکیه آمده‌اند؟ این‌قدر ریش دارند! گاهی اوقات خیلی محاسنشان مُرسَله است! تا اینجا هم هست! [وقتی] آدم نگاه می‌کند، غلط‌انداز است؛ یعنی می‌گوید: «این کیست؟!» وقتی یک صحبت و چیزی می‌بیند، [متوجه می‌شود] اینها الحمدلله خیلی صاف و [ساده‌اند]. یعنی در اینجا اصلاً قابل [تشخیص نیست].

  • یک وقت من با یکی از این آقایان مراجع فعلی که رساله دارد،  باهم داشتیم عمره انجام می‌دادیم و من اصلاً تا شوط دوم‌سوم نفهمیدم این اوست! با  اینکه او جلوی من بود و گاهی اوقات من جلویش بودم. چون عمامه نداشت و با عصا بود. قیافه‌اش هم می‌خورد به چنین کسایی که مثلاً از همین‌ ترکیه و این جاها آمده باشند. من شوط سوم‌چهارم [دیدم که] او همان بود که من سه‌‌چهار سال، پیش او درس خوانده‌ام!