اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقش نگرش غیراستقلالی به مظاهر پروردگار در تکامل سالک

0
جلسات

مرحوم استاد آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه کلام را با این نکته درنقل مطالب خصوصا در موارد قرآنی، روایی، تاریخی و نقل قول ازدیگران باید دقت کرد تا مبادا اشتباه بیان شود. خصوصا در نقل آیات وروایات باید آنها را مستند کرده و بنویسیم. سپس به مبحثی کلیدی در باب سلوک پرداخته و می‌فرماید: ازمسائل مهم در مسئله سلوک، حالت تسلیم در برابرخداوند است؛ انسان سالک نباید اراده خود را در نظر گرفته و بگوید: به نظر من این‌طورخوب است و یا آن‌گونه بد است؛ بلکه ملاک همه رفتار و گفتار و کردارش، تسلیم بودن دربرابر خداوند باشد.حتی اگر پیامبر و ائمه (علیهم السلام) را دوست دارد، باید این محبت در طول محبت و رضایت خداوند باشد. سالک در عین اینکه باید خود را محو و فانی در استادش ببیند، اما نباید برای او خصوصیات استقلالی در نظربگیرد، بلکه وی را مظهری از مظاهر توحید بداند و وسیله‌ای بشمارد که وی را به توحید می‌رساند. مرحوم استاد ضمن بیان خاطرات و حکایات زیبا به این نکته در سیره علامه طهرانی اشاره می‌کند که نگاه حضرت ایشان به استادش، نگاه غیر استقلالی بود و همین نگاه زمینه ساز کمال ایشان شده است.(تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)

نقش نگرش غیراستقلالی به مظاهر پروردگار در تکامل سالک

3
  • و این صحیح نقل کردن خیلی عجیب است! خیلی مهم است که انسان یک مسئله را صحیح نقل کند. همیشه آقا [علامه طهرانی] به ما سفارش می‌کردند: «وقتی چیزی را نقل می‌کنید، خیلی دقیق نقل کنید؛ چون [با] یک «واو» پس‌وپیش، خیلی مسئله عوض می‌شود!»

  • یک‌وقت ما پیش مرحوم علامۀ طباطبایی بودیم؛ جلساتی بود و ما می‌رفتیم. [بحث] راجع به قرآن شد. مرحوم علامه این عبارت را فرمودند:

  • «آخر، این کلامْ کلامِ خداست. [با تغییر] بین یک «واو» و «فاء»اش، به‌کل معنا عوض می‌شود. کلام خدا با کلام ما تفاوت دارد و حتی باید در «واو» و «فاء» دقت کرد که بِعینه اَدا شود.»

  • واقعاً حرفِ بسیار عالی‌ای است که هرچه موقعیت انسان مهم‌تر شود، حساسیت، مهم‌تر می‌شود. از موقعیت خدا بالاتر کسی نیست؛ خدا موقعیتش از همه بالاتر است. یک «واو» و «فاء» مسئله را تغییر می‌دهد دیگر.

  • مثلاً گاه‌گاهی خود [علامۀ طهرانی] نسبت به یک قضیه [تذکر می‌دادند]. این قضیه‌ای بود که ما از ایشان دیدیم: آیۀ ﴿وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا غَنِمۡتُم مِّن شَيۡءٖ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُۥ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِ﴾1 را خود ایشان می‌خواندند: «﴿وَٱعۡلَمُوٓاْ﴾ إنَّمَا ﴿غَنِمۡتُم مِّن شَيۡء﴾.» [و اشتباه بود] چون بعد از امر، «إنَّ» می‌آید! خدا [استادمان را] بیامرزدش! آن موقع که ما فی‌النحو می‌خواندیم... ظاهراً در فی‌النحو است که بعد از امر، «إنَّ» می‌آید، بعد از علم، «أنّ» می‌آید، بعد از ماد‌ۀ قول «إنّ» می‌آید.2

  • یکی حاشیه می‌خواند، به یک‌ جا رسید «إنَّ» خواند. گفتند: «چرا «إنّ» می‌خوانی؟!» چند صفحه‌ ورق زد [به قبل] و ‌گفت: «اینجا ماد‌ۀ قول آمده! تازه [این‌‌گونه] بعدیّت بهتر صدق می‌کند تا [اینکه] بغلش درآید!»

  • این [آیه] را آقا [علامه طهرانی] مدام با «إنَّ » می‌خواندند! یادم هست سیدی [به نام] حاج سید جوادی بود که منبر می‌رفت و پیر هم بود. جزءِ معروفین تهران و از اهل قزوین بود. نمی‌دانم الان هست یا فوت کرده است. خودش هم مسجد داشت. یک شب بالای منبر ﴿وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا غَنِمۡتُم مِّن شَيۡءٖ﴾ را خواند. آقا ما را فرستادند که به او بگوییم: ﴿وَٱعۡلَمُوٓاْ﴾  إنَّما است. روی ‌همان سبق ذهنی خودشان! این بدبخت هم رفت و بدون اینکه به قرآن مراجعه کند، فردا شب بالای منبر [گفت]: «بله، من دیشب ﴿وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا﴾ خواندم، فرمودند که ”إنّما است.“ بله، إنّما درست است!» خب یک مراجعه به قرآن می‌کردی و که بفهمی ﴿أَنَّمَا﴾ درست است! حالا آمد بالای منبر هم گفت! با اینکه آقا خیلی [اهل] ضبط بودند! اما خب بالأخره برحسب ظاهر، فراموشی است دیگر. خُب این مسئله طبیعی است.

    1.  انفال (8) آیۀ 41.؛ امام‌شناسی، ج11، ص252:
      «و بدانيد آنچه را كه شما بهره مى‌بريد و منفعت مى‌نمایيد از هر چيز كه باشد، خمس آن براى خداست و براى رسول خدا و ذوى القرباى رسول خدا و يتيمان و مسكينان و در راه واماندگان‌.»
    2.  جامع المقدمات، ص309 و 426.