
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
10یکوقت مثل اینکه ماه رمضان بود که ما با مرحوم آقا رضواناللهعلیه با تاکسی داشتیم به طهران میرفتیم. آن عمویمان (آقا سیدمحمدعلی) هم آنجا بود. بعد یکدفعه سؤال کرد: «آقاداداش! اینکه آقایان میگویند که در ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾1 باید قصد حکایت شود و الاّ نماز باطل است [درست است]؟ بهجهت اینکه ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ﴾ دلالت بر حصر میکند، و حصر در عبودیت و استعانت در ما مستحیل است؛ این فقط اختصاص به اولیا و پیامبران و ائمه دارد. ما از همه استعانت میجوییم غیر از خدا! ما همه را عبادت میکنیم غیر از خدا! بنابراین آقایان میفرمایند که در اینجا باید قصد حکایت شود! [قصد حکایت یعنی:] ”بله، اینطور سوره نازل شده، اینطور آیه آمده است. به ما فرمودهاند که اینطور بخوانیم.“ همین!» آقا [علامۀ طهرانی] گفتند: «این از بیکاری آقایان است!»
این یعنی تمام قرآن را کنار بگذاریم! اصلاً هیچچیز نفهمیم، فقط به [قصد] حکایت [بخوانیم! یعنی] «به پیغمبر گفتهاند، ما هم میخوانیم؛ نه ما چیزی سرمان شود، نه بفهمیم، نه معانی را تدبر کنیم، نه این معانی را در خودمان متحقق کنیم؛ هیچ! [چون] او [قرآن] میخوانده است، ما هم میخوانیم!» خب این با روزنامه چه فرقی کرد؟! ماشاءالله! یعنی عقلشان اینقدر [کوتاه است]! حالا شما فکر کنید، همین قضیۀ قصد حکایت یا قصد انشا چقدر مردم را سرکار میگذارد! یک دیوانه یک سنگ میاندازد در این آش و همه را به هم میریزد! حالا بیا و راجع به آن بحث کن!
لذا بهطور کلی مبنای شرع و مبنای دین بر سهل است: «بُعِثتُ عَلیٰ شَریعَةٍ سَمحَةٍ سَهلَة.»2 این اصلاً بر سهل است؛ یعنی این قضایا و مسائل فقه بر همان ارتکازات عرفی آمده است. منتها چیزی که هست اینکه ما قائلیم که خود شرع دارای مراتبی است؛ یعنی مرتبۀ مادون، ناقضِ مرتبۀ مافوق نیست.
اگر شخصی واقعاً فقیه باشد و فکرش حِدَّت و دقت داشته باشد، مسائلی را استنتاج میکند که مخالف با روح شرع نباشد؛ بلکه در طریق و راستای شرع باشد. نه اینکه بهطوری کنار بزند؛ مثل چیزهای عجیبغریبی که آقای شیخ محمدحسین کمپانی در حاشیه بر مکاسبش [آورده است]! آن را دیدهاید که چطور است؟! آخر این چیزها را اصلاً شارع در نظر گرفته؟! در بیع در نظر گرفته؟! آن معنای عقد و ایقاع را که ایشان تقریر کرده چیست؟!3 دو تا بچه وقتی با هم معاوضه میکنند، این معنا و خصوصیات را میفهمند دیگر! بهطور کلی این چیزها خارج شدن از مسیر شرع است.
- فاتحه (1) آیه 5. روح مجرد، ص162:
«من فقط تو را عبادت ميكنم و از تو استعانت مىطلبم.» - تحف العقول، ج7، ص226
امامشناسی، ج6، ص212:
«خداوند مرا بر تبليغ شريعت آسان و سهلالتّناولى برانگيخت.» - حاشیة کتاب المکاسب (اصفهانی)، ج1، بحث بیع.
- فاتحه (1) آیه 5. روح مجرد، ص162:
