
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
11انسان باید در مسائل و مطالب اعتقادی دقت کند. آنجا باید فکرش را به کار بیندازد؛ اما در مطالبی که مربوط به فقه و امثالذلک است، در حدودی باید تأمل و تحقیق داشته باشد که از آن شریعت سمحه و سهله خارج نشود. آنوقت دیگر در اینجا با آن مبنا در تضاد است.
تلمیذ: فقهای بعد از دوران ائمه مثل شیخ صدوق و شیخ مفید [به مبانی اسلام] نزدیکتر بودند؟
استاد: بله، اینها نزدیکتر بودند.
تلمیذ: با همان یک اصول مختصری که داشتند؟
استاد: بله، درست است. همین من لایحضر [الفقیه]، کتاب فتوایی صدوق است دیگر. اینها همین روایات را میگرفتند و به مضمونش هم فتوا میدادند.
بحثی دربارۀ مکتب فکری شیخ صدوق
تلمیذ: آنوقت اینکه میگویند صدوق اخباری است، او با این اخباریّونِ مثلِ حالا فرق میکند...
استاد: صدوق اخباری نیست.
تلمیذ: آخر به او رئیسالأخباریّین میگویند.
استاد: این حرفها چیست؟! محدِّث با اخباری دو تاست. آن کسی اتّکال بر روایات میکند [روشش با اخباری تفاوت میکند]. کجا اخباریین مثل صدوق عمل میکنند؟! کجا اخباریین به این قواعد تعادل و تراجیح عمل میکنند؟! کجا اینها روایات ضعاف را کنار میگذارند؟! اینها همه را در دیگ میریزند! آن اخباریین اینجور نیستند.
تلمیذ: ثمرۀ فقهیشان هم این است که آنها در راستای همین خط، معتقد به سهوالنّبی میشوند؛ چون به هر خبری عمل میکنند؛ متناقضَیْن هم [همینطور]. ایشان هم همینطور دیگر. اصلاً ایشان در همین زمینه کتابی نوشتهاند.
استاد: بله، در این قضیه بوده و شیخ مفید هم در قضیۀ سهوالنّبی جوابش را داده است. ولی ممکن است یک شخص نه تنها اخباری باشد، بلکه قائل به این قضیه هم باشد؛ به روایات ربطی ندارد. الان بعضی هستند که در دو جهت مقابل قرار دارند؛ یک عده میگویند: «آن عصمتی که مربوط به پیغمبر است، عصمت در تلقّی وحی و قبول وحی و ابلاغ وحی است؛ اما در مسائل دیگر لازم نیست.»1 حتی میگویند: «لازم نیست پیغمبر علوم زمان خودش را داشته باشد؛ بهخاطر اینکه آن به هدایت و تربیت مردم ربطی ندارد.»2 مثلاً پیغمبر مکانیک اتومبیل باشد، پیغمبر زارع باشد و در زراعت بخواهد نظر بدهد؛ نه [لازم نیست]. آنچه مربوط به پیغمبر است این است که آن مسائل تربیتی و آنچه به سعادت و فلاح و شقاوت و فساد آنها مربوط است، آن را برای مردم بیان کند؛ البته در این قسمت باید معصوم باشد. اما در سایر مسائل [لازم نیست]. و امروزیها اصلاً خیلی دارند به[سمت] این مسئله میآیند.
- المواقف، ص 358؛ یوم الإسلام، ص 201.
- پیام قرآن، ج 7، ص 208؛ یوم الإسلام، ص 202.
