
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
12تلمیذ: این نظر متکلمین نیست؟
استاد: بله، از متکلمین است. و بهطور کلی این موجی که اول در مصر آمد، بعد در ایران آمد [همین است]. و خیلی از این امروزیها قائل و معتقد به این هستند دیگر. مسئله از اینجا نشأت میگیرد و میگویند که هر پیغمبری نهایتاً بر علوم زمان خودش اطلاع داشته باشد؛ دیگر به مابعد کاری ندارد! بنابراین ما در ظرفی هستیم که ممکن است آنها مطلع نباشند. پس حکم ما با حکم سابقین تفاوت پیدا میکند. اینها در این وادی هستند؛ اصلاً کاری به روایت ندارند.
در قبالش این نظریه هست که وقتی برای یک شخص عصمت پیدا میشود، بر نفسالأمر اطلاع [پیدا میکند]. نفسالأمر که دیگر مقول به تشکیک نیست. وقتی یک شخص معصوم میشود و به تمامِ آن واقع میرسد، دیگر به کل قضایا [مثل] مکانیکی و... اطلاع دارد. البته ادراک و عدم ادراک، مسئلۀ دیگری است، ولی اطلاع [ثابت] است. درست مثل آنکه حضرت به فضه گفتند: «برو از آن بچۀ پنجساله هم بپرس که این کیمیا چطور است!» امام حسین همان موقع گفت: «اگر اینطور میکردی، طلایت بهتر از آب درمیآمد.» در اینجا این مسئله بهجهت اطلاع بر نفسالأمر و واقعیت است و در اولیا مسئله به همین کیفیت است.1
نظریات ولیّ الهی، ناشی از اشراف بر حقایق تکوین
ولیّ و استادی که یک شاگرد را تربیت میکند، امکان ندارد بر نفس او مطلع نباشد! اگر مطلع نباشد، بهطور کلی این تربیت، تربیت خام و ناقصی خواهد بود و دچار مَهلکه خواهد شد! یا اینکه امکان ندارد بر سابق و لاحقِ او بیاطلاع باشد و اظهار بیاطلاعی کند. حالا یک وقت اظهار بیاطلاعی میکند و این از باب حکم ظاهر است و ممکن است امام علیهالسّلام هم [چنین] باشد. اما اگر بخواهد به باطن خودش رجوع کند، نمیتواند مطلع نباشد؛ این اصلاً با این قضیه منافات دارد.
دلیل تبدّل آراءِ ولیّ کامل الهی
- مشارق الانوار، ج1 ص126.
